زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ١٣٦ - مواضع آيت الله گلپايگانى قدس سره از ١٣٥٦ تا پيروزى انقلاب اسلامى
به روز بيشتر مىشود ...»[١]
در ادامه، تغيير تاريخ هجرى به تاريخ شاهنشاهى را توهى به مقام مقدس پيامبر و جوامع اسلامى برمىشمرند. آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه به مناسبتهاى مختلف، مواضع سياسى خود را اعلان مىدارند و دهها اعلاميه در مخالفت با تصويبنامهها، لوايح و اقدامات رژيم پهلوى صادر مىكنند.
مواضع آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه از ١٣٥٦ تا پيروزى انقلاب اسلامى
دربارهى زمان شروع قيامى كه سرانجام به انقلاب اسلامى منجر گرديد، همانا رحلت مشكوك و ناگهانى سيد مصطفى خمينى فرزند امام خمينى قدّس سرّه در آبان ماه ١٣٥٦ تا درج مقالهى توهينآميز روزنامهى اطلاعات دربارهى امام خمينى قدّس سرّه در دى ماه همان سال است كه به عنوان نقطهى شروع انقلاب اسلامى قلمداد مىكنند؛[٢] ولى با توجه به ماهيت اسلامى انقلاب و نيز روند رويدادهاى نهضت امام خمينى قدّس سرّه از ١٥ خرداد ماه ١٣٤٢ به اين سو، بايد گفت: عامل برافروزندهى مشعل انقلاب و شتابدهندهى نهضت، مقالهى «ايران و استعمار سرخ و سياه» بود كه با امضاى مستعار احمد رشيدى مطلق در ١٧ دى ماه ١٣٥٦ منتشر شد. اين مقاله به تمجيد از اصلاحات ارضى و انقلاب سفيد شاه، مخالفت حزب توده و مالكان بزرگ با آن را بيان مىكرد و در نهايت امام خمينى قدّس سرّه را به عنوان همكار خوانين، مورد اهانت قرار مىداد؛ افزون بر اين، اكثر قريب به اتفاق مردمى كه در انقلاب شركت داشتند از حوادثى كه گروههاى غير مذهبى، نقطهى شروع انقلاب مىدانند، آگاه نبودند، ولى همگى ماجراى مقالهى توهينآميز را مىدانستند. شاه براى گروههاى چريكى و روشنفكر موجود در كشور اهميت زيادى قايل نبود و از ميان نيروهاى مخالفش تنها از آيت الله خمينى قدّس سرّه واهمه داشت؛[٣] بدينجهت مبارزه با ايشان را با دستور تهيه و انتشار مقالهى مذكور به منظور تحقير و بىاعتبار كردن ايشان آغاز كرد.
رژيم شاه با اين اقدام وارد مهلكهاى آنچنان خطرناك شد كه وسعت دامنه و عظمت
[١]. مركز اسناد انقلاب اسلامى، ج ١، ص ٤٥٣
[٢]. صادق زيبا كلام، مقدمه بر انقلاب اسلامى، روزنه، تهران ١٣٧٢ صص ١٣١- ١٣٢
[٣]. ر. ك: جميله كديور، رويارويى انقلاب اسلامى در ايران و آمريكا، اطلاعات، تهران ١٣٧٤ با اندكى تصرف