زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ١٣ - پيشگفتار
پيشگفتار
قرن اخير به ويژه سالهاى پس از انقلاب مشروطيت در ايران، يكى از دورههاى اساسى تبيين و تطور انديشهى سياسى شيعه به شمار مىآيد كه فرايند تاريخى ادبيات شيعه را وارد مرحلهى جديدى كرد و تجربههاى قابل توجهى از بازشناسى و درون تبيينى را از خود به يادگار گذاشت؛ اين تجربهها به شكل عميقى تحت تأثير بحرانها و چالشهاى تئوريك و بالمآل عملىاى قرار داشت كه تفكر دينى را با خطر جدى روبهرو مىساخت. تجربهى حضور علماى مذهبى در انقلاب مشروطيت و ناكامىهاى پس از آن، تكوين و تكشيل دولت پهلوى و توسعهى انديشههاى غير دينى و به تبع آن عقبنشينى مذهب از جامعه، گسترش اصلاحطلبى دينى در جهان اسلام و تأثير آن بر ايران، توسعه و بسط گفتمان تجدد غربى مبتنى بر جدا انگارى عرصهى دين از سياست، افزايش نفوذ دولتهاى خارجى در ايران، احساس ضعف اسلام در صحنهى بين الملل، بسط انديشههاى چپ و ماركسيستى و در نهايت توسعهى استبداد و فشار دولتى، جملگى فضاى تنفس دين را كاملا تنگ مىنمود و اين عوامل ايجاب مىكرد كه دانشوران و متفكران دينى، كاوشى بنيادين را به منظور پاسخگويى به شرايط جديد، آن هم در درون دين، دنبال كنند.[١]
مهمترين كوشش در جهت پاسخگويى به شرايط جديد و بحرانهاى نظرى و خلأ تئوريك موجود در عرصهى نظام سياسى و حكومت را عالمان دينى در كنار رهبر انقلاب اسلامى ايران امام خمينى قدّس سرّه انجام دادند. طرح نظريه و حمايت همهجانبهى
[١]. جلال درخشه، تبارشناسى نظريهى حكومت در انديشهى امام خمينى قدّس سرّه، فصلنامهى علوم سياسى، مؤسسهى آموزش عالى باقر العلوم عليه السّلام، سال چهارم، شمارهى ١٣، تابستان ١٣٨٠، ص ٢٠٦.