سنن النبى (آداب، سنن و روش رفتاری پيامبر گرامی اسلام) - العلامة الطباطبائي؛ مترجم حسین استاد ولی - الصفحة ٥٣ - ملحقات
(١) ٧٠) جابر گويد: هرگز نشد كه چيزى از رسول خدا ٦ درخواست شود و آن حضرت «نه» بگويد. ابن عتيبه گويد: اگر چيزى حاضر نداشت وعده آن را مىداد.
(٢) ٧١) رسول خدا ٦ هر گاه مىخواست لشكرى به سويى بفرستد اول روز اعزام مىكرد.
(٣) ٧٢) امام صادق ٧ فرمود: رسول خدا ٦ چون لشكرى را روانه مىساخت براى آنها دعا مىكرد.
(٤) ٧٣) حضرت رضا ٧ فرمود: هر گاه رسول خدا ٦ لشكرى را به، سويى مىفرستاد و فرماندهى بر آنان پيشوايى مىكرد، آن حضرت يك نفر از معتمدين خود را با وى مىفرستاد تا اخبار او را گزارش دهد.
(٥) ٧٤) امام صادق ٧ فرمود: هر گاه رسول خدا ٦ فرماندهى را با لشكرى گسيل مىداشت، نخست او را به رعايت تقواى الهى در باره خود و عموم يارانش سفارش مىكرد، سپس مىفرمود: به نام خدا و در راه خدا پيكار كن، با منكران خدا بجنگيد، مكر نكنيد، خيانت نكنيد، كشتگان را مثله نكنيد (گوش و بينى و انگشتان آنان را نبريد) كودكان و كسانى را كه در سر كوهى به عبادت مشغولند (راهبان را) نكشيد، درختان خرما را آتش نزنيد و در آب غرق نسازيد، هيچ درخت ميوهدارى را نبريد و زراعتى را آتش نزنيد، زيرا شما نمىدانيد، شايد به آن نيازمند شويد. و از چهارپايان حلال گوشت غير آن را كه ناچار از خوردن آنيد پى نكنيد، و چون با دشمن مسلمانان روبرو شديد آنان را به يكى از سه چيز (مسلمان شدن، جزيه دادن، ترك جنگ) فراخوانيد، پس اگر در مورد هر يك از آنها پاسخ مثبت دادند از آنان بپذيريد و دست از سر آنان برداريد.
(٦) ٧٥) على ٧ فرمود: هر گاه رسول خدا ٦ با دشمن روبرو مىشد پيادگان و سوارگان و شتر سواران را آماده مىكرد، آنگاه مىگفت: خداوندا، تو پناه و ياور و حافظ من از خطرهايى؛ خداوندا، به يارى تو حمله مىكنم و مىجنگم.