نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ٨٣
كردند و غائله تنباكو پايان يافت، شاه به هيجان و خروش درآمد و ديوانهوار غرامتى را كه پانصدهزار ليره است، پذيرفت، تا به شركت انگليسى بپردازد (و اين درواقع غرامت ديوانگى او و جريمه زندقه وزيرش بود) بدون آنكه از شركت انگليسى بخواهد تا قراردادهائى را كه براى فروش تنباكو در سرزمينهاى عثمانى، با شركت فرانسوى بسته است، لغو كند!!. او دراثر اين حماقت خود، راه پرداخت غرامتهائى را بر روى ايران بازكرده كه ثروتمندترين دولتهاى جهان هم از پرداخت آن عاجز هستند (غرامت قرعه؛ غرامت بانك، غرامت معادن، غرامت راهآهن و جادهها و غرامت قراردادهاى باطل ديگرى كه با فرنگيها بسته است و آنها اجراى آنها را مطالبه مىكنند و چون او بر اجرا و تنفيذ آنها توانائى ندارد، ناچار، طبق روش غلط و ديوانهوار گذشتهاش، غرامتهاى آنها را مىپردازد). سپس او بدبختى ديگرى بر بدبختىهاى گذشته افزود (پناه بر خدا) و در حال مستى، گمرك را بهمدت چهل سال، درقبال غرامتى كه پرداخت آنرا تعهد كرده بود، به دولت انگليس واگذار كرد!. آرى اينها خطرهاى بزرگ و وحشتناكى است كه ما قبلًا درباره آنها هشدار داده بوديم، ولى همه آنها را پيشقراولان كفر، از روى عمد و حماقت، بسوى اسلام جلب كردهاند. دولت انگليس با اين قرارداد جديد، چنگال خود را بر بحر سواحل دريا و خليج فارس و بلاد اهواز فروبرده و پس از گذشت زمانى، شاه را مجبور خواهد ساخت كه غرامت سنگين ديگرى بابت قراردادهاى باطل ديگرى بپذيرد كه مسلمانان از پرداخت آنها سرباز خواهند زد و آنوقت بيگانگان او را مجبور خواهند ساخت كه درعوض اين غرامتها، جمعآورى مالياتهاى بلاد ايران را بعهده بگيرند و درنتيجه سرزمينهاى ايران را بدون جنگ و خونريزى تحت سيطره خود درخواهند آورد، چنانكه قبلًا نيز هند را اشغال كردهاند. روسيه نيز از بخشش بيجاى گمرك به انگلستان، به سختى خشمگين شده و هماكنون با ناراحتى بر كارهاى شاه اخطار كرده و خواستار اجراى حقوق گذشته و