نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ١٢٤
انجام آرزوهاى خود دانسته و از اين بابت اظهار خوشوقتى مىنمودند، و پادشاه هم از روى لطف مرا پذيرفتند، و افكار و مطالب مرا تحسين نمودند، از قرار اين وضع چنين استنباط مىشد كه بزودى دولت ايران زنده خواهد شد، و براى آن قانونى وضع شده و جان و مال مردم در امنيت قرار گرفته و زنها و دختران ما از بىناموسى كه نسبت به آنها مىشود، آسوده خواهند بود و توده مردم از تعديات ظالمانه آسايش پيدا كرده و همه كارها از روى قاعده و قانون انجام خواهد گرفت. ولى در اين بين ناگهان مرا دستگير و تبعيد نمودند، دوستان مرا زندانى كردند و بدون استنطاق، آنها را صدمات زدند؛ پس از اين مطلب، چشمهاى مردم بازشده و بر آنها روشن گرديد كه ديگر نبايد بوعدههاى پادشاه اعتمادى بنمايند؛ (ولى) چشمهاى آنها بطرف دول، خصوصاً بطرف انگليس متوجه گرديده است. آيا سفير دولت انگليس در طهران يك كلمه اظهار خواهد كرد كه توضيح بخواهد چرا فرمان مزبور زيرپا گذاشته شده است؟ يقين است كه هيچ مطلبى در اين مورد اظهار نخواهد كرد! مملكت ايران در اينموقع اغتشاش هنوز منتظر پيغامى است، ولى شماها از منافع جيب خودتان مىترسيد! اگر بين وزراى پادشاه و سفراى شما، نفاق و اختلافى بروز كند ممكن است كه اسباب وهن منافع بانك شود، بنابراين سفراى شما همگى در طهران سكوت محض اختيار نمودهاند و پارلمان شما هم به هيچوجه اعتنائى به اين چيزها ندارد. با اين حال مردم ايران معتقدند كه دولت انگليس قصدش اين نيست كه اقدامى نكند، علت آن مىدانند كه دولت انگليس در كمكنمودن به «كارى با ارى» آنقدر حاضر و مستعد بود و قدرت گزاف صرف مىنمايد كه تجارت غلام و كنيز را در آفريقا موقوف بدارد، با اينكه ايرانيها اين اعتقاد را دارند، معهذا دولت انگليس- با اينكه پاره فرمان مزبور دربرابر چشم آن دولت اتفاق افتاده است و در قرار آن فرمان خود فىنفسه شركت داشته است- مضايقه مىنمايد كه در اين باب به دولت ايران يك كلمه تهديد يا نصيحتى ابراز نمايد. من به اينجا آمدهام و از ملت شما خواهش مىنمايم كه در اينموقع كه اغتشاش براى دولت ايران پيش آمده است، اقدام كنيد تا در جلسه پارلمان درباب تعدياتى كه