نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ١١٢
آن اين است: از وقتيكه از پادشاه در اروپا پذيرائى شده است، دولت ايران شهرت داده است كه دولتين روس و انگليس ثبات و اقتدار شخص پادشاه و وضع نامناسب دولت ايشان را كاملًا تحسين نمودهاند. و ايرانىها مىگويند هرگاه اين ملل مقتدر در موضوع قتل و غارت از پادشاه ما تقويت نمايند. بدون شك از نهب و غارت ما حصهاى مىبرند! از قبيل امتيازنامههائى كه درباب بانك و دخانيات داده شده است، پس براى ما چه ثمر خواهد داشت كه شورش نمائيم؟. و اگر دولت انگليس در عمل چوب زدنها، دستگيريها و صدمات و قتل بدون استنطاق و محاكمه و سرقت بدون دادخواهى ايرادى نگيرد، بلكه با پادشاه و رژيم او همراهى كند، در اين صورت كار ما تمام است و ما به هلاكت خواهيم رسيد! ... و در چنين صورت معلوم مىشود كه ممالك بزرگ و ملكه انگليس و امپراطورى روس طالب ترقى ايران و عدالت و آزادى نيستند، و آنها نيز مانند پادشاه مايل به تعدى و تجاوز مىباشند. ايرانىهائى كه از وزراى پادشاه فريب خوردهاند مىگويند: پادشاه مسئول اعمال خود نيست! و اتفاق عجيب آنكه پادشاه وزيرى انتخاب كرده كه او نيز مسئول هيچكارى نيست. پستترين زنها و مردها كار خود را كردهاند. اكنون بايد پادشاه معزول بشود و اين لفظ عزل در تمام مدت سلطنت پادشاه بزبان مردم جارى نشده بود، ولى اكنون براى نخستينبار است كه مردم ايران اين مطلب را مىگويند. علت اينكه اين مطلب را اكنون مىگويند و قبل از اين نمىگفتند، مىگويم و آن اينكه: سالهاى متمادى مردم مملكت اميدوار بودند كه پادشاه بعضى از وعدههاى بسيار خود را بانجام خواهد رسانيد و براى مردم ايران قانونى ايجاد كرده و اساس عدالت را درميان آنها برقرار خواهد نمود. و اين مطالب را چندين سال «پرنس ملكمخان» به پادشاه عرضه داشت و پادشاه ظاهراً جميع افكار سفير بزرگ خود را كاملًا پسنديده و امضاء نموده بود، و اين سفير