نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ٢٣
ميشد و كشف افكار مىكردند) شمرده بسفارت خود در دارالخلافه طهران تلگراف نمودند كه سيدجمالالدين از طرف وزير اعظم شفاهاً بعضى تبليغات نمود، اگر وزير اعظم مىخواهند كه در آن مسائل وارد شوند رأساً بنهج رسمى با سفارت روس در تهران يا با سفارت ايران در پطرزبورغ مكالمه نمايند و سيدجمالالدين كه بنهج غيررسمى بعضى تبليغات نمود اگر پس از اين سخنى بگويد مقبول نيست (لاحول ولاقوةالاباللَّه) راه رفته رنج كشيده بايد برجوع قهقرا، به نقطه اولى برگشت و عقده حل شده را دوباره محكم كردن (شگفت). اعليحضرت شاهنشاهى نتايج اينگونه حركات را بخرد خداداد ديپلوماسى از هر كس بهتر مىدانند. جناب وزير اعظم چون از مضمون آن تلگراف مطلع شدند، بخلاف عادت سياسيين جهان بجاى آنكه تأسف نمايند كه چرا افكار وزراء روس را در اين مسائل استكشاف ننموده و جوابهاى ايشان را استماع نكردند (بعرب صاحب) گفته بودند كه من چيزى بسيدجمالالدين نگفته بودم كه بوزارت روس تبليغ نمايند! و من ايشان را به پطرسبورغ نفرستادم (انّاللَّه و انّااليه راجعون). اينك لعب معكوس، اينك فكر عقيم [١]، اينك نتيجه فاسده. با اين مسلك چگونه توان راه اخطار را بست و از مهالك دورى جست (بلاسبب شبهه در دلها افكندن و قلوب را متنفركردن، و آتش مخاصمه را مشتعل نمودن) خداوند تعالى مگر بقدرت كامله خود ما را از آثار وخيمه اين حركات حفظ كند ... و اعجب از اين واقعه اين است: پس از آنكه وعد احترامات و ستايش خود را از لسان مبارك اعليحضرت شاهنشاهى شنيدم، حاج محمدحسن امينالضرب تبليغ نمودند كه رضايت اعليحضرت شاهنشاهى آن است كه اين عاجز طهران را ترك نموده مجاور مقابر شهر قم بشوم! هرچه در خباياى ذهن خود تفتيش نمودم سبب را ندانستم. آيا بجهت آن بود كه دولت روس را ببراهين و وسائط دعوت بمسالمت و مودت دولت ايران نمودم، يا براى آن است كه به خواهش وزير اعظم به پطرسبورغ رفته در تبرئه ذمه و حسن مقاصد ايشان با دولت روس كوشيدم؛ يا بدين جهت كه طرق حل
______________________________
[١]. مشكل عظيم