نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ٨٠
و عظمت حوزه اسلام محفوظ و پايدار بماند، ولى او اهل اين كار نيست- هيهات! هيهات!. اگر شما حاميان و ياوران دين، سخن حق را اعلام كرديد و مردم دانستند كه اطاعت اين ستمكار متجاوز، از نقطه نظر دينى حرام است و ادامه سلطنت او خطرى بر اسلام و عظمت آن بشمار مىرود، همگى بسرعت او را از عرش فساد سرنگون مىسازند و از تخت ديوانگى پائين مىكشند. شما نگهبانان ملت و ياوران توده مردم هستيد، چه كسى غير از شما از دين حمايت مىكند و از استقلال آن نگهبانى مىنمايد؟ زود. زود! پيش از آنكه زبونى و خوارى دامن همه را آلوده سازد ... ... شما همگى درمقابل پروردگار توانا درباره سرنوشت مملكت و مردم آن مسئول هستيد و مردم هرگز گناهى ندارند و نبايد مورد سرزنش قرار گيرند، زيرا كه آنان همچنان آماده خدمت هستند و هرچه دستور دهيد، اجرا ميكنند، پس شما منتظر چه چيزى هستيد؟، فقط «خلع» باز هم «خلع» راه درمان است و علاج ديگرى وجود ندارد. من بمثابه يك فرد آگاه و آشنا به اوضاع مىگويم: صيانت و نگهدارى شرف اسلام و نگهبانى سرزمينها و حفظ حقوق مسلمانان، اكنون منوط به يك كلمه حقى است كه از زبان حق، براى دفاع از دين و پيروانش خارج شود و آن: «خلع» است. هركدام يك از رهبران ارجمند و پيشوايان بزرگوار كه براى نخستينبار اين سخن را بر زبان راند، شرف و عزت كامل و سعادت بزرگ و حتمى، در دنيا و آخرت، نصيب او خواهد شد. اين يك آگاهى و هشدار بود ...
والسلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
السيدالحسينى