نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ١٣٦
كمى گذشت، او را بهنام تحصيل به انگلستان ببرند، تا اينكه با فراغت بال زمام تمام امور مصر را بدست گرفته و براى همه آقائى كنند و هرچه دلشان مىخواهد بلامانع انجام دهند. حال اى مردم! شما را بخدا آيا بايد گفت كه بهلول احمق است؟ يا توفيق! يعنى كسى كه ظلم و تعدى را بجائى رساند كه حجاج را روسفيد نمود و بجاى دلجوئى از عرابىپاشا (كسيكه بر عليه استيلاى انگليس قيام نمود) ياران او را كه مىخواستند كشور مصر را از شر انگليسها رهائى دهند، آنها را از مصر تبعيد نمود و حتى كسانيكه بىگناه بودند از خانه و زندگىشان آواره كرد و پيش از اينكه آنان را دربدر نمايد بيچارهها را طورى شكنجه و عذاب داد كه حتى دل سخت كافران نيز بحال آنان سوخت. خداوندا! آخر ما چه گناهى كردهايم كه مستوجب اين همه عذاب شديم و چرا اين احمق را بجان ما مسلط كردى كه ما را گرفتار اين همه زجر و بدبختى بنمايد؟! اى دادرس بيچارگان، بداد ما برس، ما در حال زار و نكبتبارى قرار گرفتهايم. بارالهى! آيا ممكن است ما مرگ را با پول خريدارى نموده و خود را از اين عذابى كه هرگز در زندگى سابقه نداشت، خلاص نمائيم؟ آخر تا كى خديو خوب بخورد و بنوشد و در حال عيش و نوش در بستر راحتى و رفاه بسر ببرد، ولى سايرين در حال فلاكت و ذلت شبها سرشان را روى سنگ بگذارند؟. ... بلى قدرت بدست اروپائيان افتاده است، آنها جان و مال و ناموس ما را از خائنين خريدارى كرده و ما را مانند چهارپا به هرجا كه دلشان مىخواهد مىرانند!. ما در كوچهها سرمان را از خجلت نمىتوانيم بلند كنيم، رجال و زعماى قوم ما دست انگليسىها را مىبوسند! ... اى خواننده اگر از وضع سپاه و لشكر ما بپرسى همين كافى است كه بگويم ژنرال وود انگليسى رئيس كل قواى مملكت اسلامى مصر مىباشد و او را براى اضمحلال و محوكردن ما فرستادهاند. دست فرزندان مصرى را در قاهره و اسكندريه از كارها كوتاه و بجاى آنان افراد انگليسى گماردهاند.*** اى جوانان مصر! بايد گفتههاى جمالالدين را در دل خود حك نمائيد.