نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ١٥٠
فرصتى به ارباب اغراض و دسايس در مورد اشاعه اكاذيب داده نشود كه بگويند: جمالالدين مورد بازجوئى قرار گرفته و نسبت به او چنين و چنان شده است؟!. من هرچه بيشتر فكر مىكنم كه چگونه اين مطلب بصورت نادرستى گزارش شده است، هرگز نمىتوانم اين اقدام نارواى تحقيرآميز را به كاردانى آن مهبط الهامات الهيه و عقل روشن خليفه رسول خدا، نسبت دهم. اما من دربرابر دسيسهسازان و تهمتتراشان كه بر هر قلب و مغزى راه يافتهاند، چه مىتوانم انجام دهم؟ خداوند بمن صبر و شكيبائى مرحمت كند، لاحول ولاقوة ... من كمترين ترديدى ندارم كه اين يزيدهاى غدار و اين شمرهاى جبار مانند اشقياء كوفه و شام تا آخرين لحظه به بافتن صدها نيرنگ و دسيسه خويش، برضد من ادامه خواهند داد. البته بيارى خدا براى من بسيار آسان است كه هرگونه نيرنگ اين توطئهگران دسيسهساز را مانند زنجير محكوميت و طوق ملعنت برگردن آنها بياويزيم. چون خداوند توانا دل مرا از آرزوهاى جاه و مقام خالى ساخته و از عشق به زرق و برق دنيا آزاد نموده است. و از طرفى، چون خداوند قادر مرا با اين اوصاف، فقط براى خدمت به جهان اسلام خلق كرده، آشكارا بر من حرام است كه وقت خود را با اينگونه توهمات و هذيانهاى افراد فرومايه، هدر دهم و تلف سازم. در نزد هر صاحب عقل سليمى مسلم و قطعى است كه از نظر دينى و حكمت ملوكانه، مقام خلافت اجازه نمىدهد كه من وقت و انرژى حياتى خود را براى رد افتراهاى اين و آن هدر دهم و درنتيجه رفتن مرا مناسبتر خواهند دانست و تأييد دلنواز و لطفآميز خود را براى رفتن من تسريع خواهند كرد. چون هرگز مقدور نيست درميان مردمى زندگى كرد كه از خدا نمىترسند و از حق شرم ندارند و در پستى و رذالت فرو رفتهاند و از جعل و دروغ و تحريكات، بخاطر بىثمرساختن خدمات و كارهاى فداكارانه كسانى كه واقعاً و بدون خودخواهى، خود را وقف مقام خلافت كردهاند، خوددارى نمىكنند.