نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ١٣١
بديگرى منتقل شده است، باقى گذاشتهاند و هيچ دولت اسلامى در اين قرون از آثار ميراث آنها آزاد نمانده است. آنها در هر كشورى كه بر تخت ظلم نشستهاند، امر به منكر و نهى از معروف مىكنند. و اگر مردم بدانند كه عدالت چيست، افراد باهوش خواهند ديد كه بقاى اين حكومت يعنى ظلم هرچه بيشتر و عدالت هرچه كمتر!. آنچه كه بروزگار دولت مصر آمده است حق بوده است و اين گرفتاريها، عدل آسمانى و انتقام الهى است. اى عدالت خواهان قاهره! اگر شما با چشم عدالت به امور بنگريد و اين ظلمى را كه بوسيله دولت مصر بر من وارد شده بررسى كنيد- در حاليكه من هيچ تقصيرى نداشتم و هيچ گناهى مرتكب نشده بودم، جز اينكه قلبى پاك داشتم و همه مصائبى كه در محيط حكومت انگلستان در هند بر من وارد آمده نتيجه همينگونه مظالم بوده است- خواهيد دانست كه براثر عدالت حق بوده كه دولت مصر دچار چنين حوادث خونينى شده و اين حوادث خونين گلوى او را گرفته است! من مىگويم كه آسمان و زمين برپايه عدالت استوار است و عدالت يعنى انتقام الهى و تقاص ... [١] اين حوادث مرا دچار حزن و اندوه مىنمايد، و سپس بخنده مىاندازد.*** و اما آنچه كه در روزنامه رسمىettezaG laiciffO - پستترين روزنامههاى جهان و دائرةالمعارف زشتيها- نوشته شده است حاكى از آن است كه گويا دولت مصر يك سازمان زيرزمينى را كشف كرده است كه تحت رياست سيدجمالالدين افغانى بوده است و او مىخواسته است كه دين و دنيا را خراب كند! تكفيركردن فردى، اسلحه مسلمانان ضعيف است و من نمىدانستم كه فرمانروايان آنها هم چنين حربهاى را بكار خواهند برد تا خود را تقويت كنند.
______________________________
[١]. بطوريكه در متن ذكر شده سيد يقين دارد حوادثى كه دامنگير
ديگران شده براثر مظالمى است كه بر او وارد آوردهاند و اين را انتقامالهى
مىداند. و اين مطلب را در نامههاى ديگر خود، درباره ديگر ستمگران، از جمله در
نامه به حاج امينالضرب، آورده است ... (خ).