نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ١٠٧
خوب. اين دو نزد آنها تفاوت ندارد و ميان خوب و بد تمييزى نيست و سراسر آنها اغراق است. و علت اين كار مايلنبودن حكام و امراء باصلاح جرايد است. صاحب جريده مظلوم است، زيرا اين حال براى حيات جرايدى كه بايد كارهاى مفيد و عقائد صائب و حوادث با حقيقت را نشر دهند، مناسبت ندارد. در زمان فتنه آذربايجان قحطى در مملكت منتشر و ظلم حكمفرما بود، بهمين جهت اكراد طغيان كردند و اضطراب عمومى ظاهر شد. مردم متوحش و متحير بودند و عاقبت كار را نمىدانستند، با وجود اين مصائب، جرايد ايران در ستونهاى خود مىنوشتند كه شهر تبريز و نواحى آن در بهترين! حال و در پرتو مساعى خدمتگزاران حضرت اقدس عالى، امنيت! برقرار و اهالى بدعاء ذات صاحبالبركات اقدس همايون عالى شاهنشاهى ارواحنافداه مشغول مىباشند.»!!! ... [١] ٢٣. اين قسمت از مكتوب سيد بخوبى سبب انتساب او را به افغانى و احتراز از تظاهر بايرانىبودن نشان مىدهد و براى گريز از اين گرفتاريها و رفع شر مأمورين وزارت خارجه كه باتكاى كاپيتولاسيون بر جان و مال تبعه ايران در خارج حكومت مىكردند، ناگزير در عدم اظهار اصل و نسبت بوده است وگرنه جز يك ايرانى بصير مطلع، هيچكس ديگر از عهده تشخيص دقيق جهات پريشان روزگارى، برنمىآيد. [٢]
______________________________
[١] جملات، شباهتى به نوشتههاى سيد ندارد ... بويژه جمله
«ارواحنافداه» نشان مىدهد كه از ساختههاى نويسندگان وطنى، براى مصالح خاص خودشان
بوده است. (خ).
[٢] توضيحات نامه از شادروان استاد محيط طباطبائى است كه در شماره ١١ دوره دوم مجله محيط پس از نقل اصل نامه سيد، درج شده است و ما براى استفاده عموم توضيحات ايشان را هم پس از متن نامه، در اين كتاب نقل كرديم. (خ).