نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ٦٤
برهان دين، و حجت بر مردمان قرار داده؟*** پيشواى بزرگ! پادشاه ايران سست عنصر و بدسيرت گشته، مشاعرش ضعيف شده، بدرفتارى را پيش گرفته، خودش از اداره كشور و حفظ منافع عمومى عاجز است، لذا زمان كار را بدست مرد پليد بدكردار پستى داده كه در مجمع عمومى به پيغمبران بد ميگويد، بمردم پرهيزكار تهمت ميزند، بهسادات بزرگوار توهين مينمايد، با وعاظ مثل مردم پست رفتار ميكند، از اروپا كه برگشته، پرده شرم را پاره كرده و خودسرى را پيش گرفته بىپرده بادهگسارى مينمايد، با كفار دوستى ميورزد، با مردم نيكوكار دشمنى ميكند. اين كارهاى خصوصى اوست ... اما آنچه بزيان مسلمانان انجام داده اين است كه قسمت عمده كشور و درآمد آن را به دشمنان فروخته كه به تفصيل عبارت است از: ١- كانها و راههائيكه به كانها منتهى ميشود و همچنين خطوطى كه از معادن به نقاط مهم كشور متصل است. ٢- كاروانسراهائيكه در اطراف خطوط شوسه بنا ميشود (در تمام كشور) بانضمام مزارع و باغستانهائيكه در اطراف اين راهها واقع است. ٣- رود كارون و مسافرخانههائيكه در دو طرف اين رود (تا منتهىاليه آن) ساخته ميشود و همچنين مراتعى كه تابع اين رودخانه است. ٤- راه از اهواز تا طهران و آنچه از ساختمانها و مسافرخانهها و باغستانها و مزارع در اطراف آن واقع است. ٥- تنباكو و آنچه لازمه اين محصول است (از مراكز كشتزارها، خانههاى نگاهبانان و متصديان حمل و نقل و فروشندهها، هر كجا واقع شده و هرجا ساخته شود). ٦- جمعآورى انگور بمنظور ساختن شراب و هر چه از دكان و كارخانه لازم دارد (در تمام كشور). ٧- صابون، شمع و شكر و كارخانههائيكه لازم آنهاست.