نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ١٠١
تجارت ظهور كرد؟ و در زمان صدارت و اقتدار چندين ساله شماها كه اختيار كامل در كليه امور داشتيد، هيچگونه آثار خير و علامت ترقى از شماها بروز نكرد، سهلست اقلًا باحداثات جديد حاضر و تشثبات فوقالعاده مزبور نتوانستيد انتظامى داده و آنها را بدرجه مطلوبه برسانيد. ادارات دولتى همه حكم تعطيل شده پيدا كرده و نتيجهاى كه از وجود آنها منظور است، براى دولت و ملت حاصل نمىشود. اگر بفرمائيد آن تشبثات و اقدامات فوقالعاده بوده كه بالاخره سبب قتل او گرديد، در جواب مىگويم كه آن نيز نبود مگر از نتايج اعمال و اغراض شخصيه شماها كه دو روزى نتوانستيد ايران را بطوريكه مطلوب خيرخواهان وطن است، ببينيد و هزار اسباب فراهم آورديد تا بمقصود خود رسيديد ٢١ وآنگهى يك روز زندگانى بشرف و غيرت براى مردمان با حميت بصدسال عمر توأم با ذلت و خوارى ترجيح دارد: (يك مرده بنام به كه صد زنده به ننگ).*** بالجمله يكى از اسباب ترقى ملل اروپا آزادى مطبوعات است كه بدان وسايط نشر محاسن و معايب مردم بلااستثنا مجاز است تا كسانيكه صاحب صفات حميده و خصايل جميله هستند، بحسن اخلاق خود افزوده و آنهائيكه آلوده بغرض نفس و نفسانيت و افعال مذمومه مىباشند، ترك آنها را نمايند و احدى قدرت تعرض به نويسنده يا مدير روزنامه ندارد، مگر اينكه اسم كسى به بىاحترامى در آنجا برده شده يا عيبى بر او نسبت داده شود، آنوقت شخص متهم حق محاكمه با مدير روزنامه را داشته و او را رسماً دعوت به محكمه مىنمايند، هرگاه مدعى عليه خود را محكوم كرد، بموجب قانون مجازاتى كه در آن باب معين است در حق مفترى از جانب حكومت بعمل مىآيد وگرنه بر راستگو هيچگونه مجازاتى از نظر قانون روا نيست. معنى روزنامه اين است كه حقيقت را بايد بنويسد و فصلهائى كه نافع بحال ملت است باز كند؛ عيب را بگويد و علاج معايب را بنويسد نه آنكه روزنامه را پر از اغراقات و مملو از مبالغات كراهتانگيز كند. بهتر است كه اين جور روزنامه را هيچكس طبع و نشر نكند و خود را ذليل و رسواى خاص و عام نسازد. ٢٢