نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ٧٧
شكايت ملت
بسماللَّه الرحمن الرحيم پاسداران اسلام، رهبران توده مردم، خواستاران دارالسلام، پيشوايان دين استوار، پايههاى شرع آشكار همواره مايه افتخار مسلمانان باشند (آمين). ستمكاران تجاوزكار، ياوران دين را ضعيف و ناتوان ساخته و حيثيت و آبروى دين را با حمله به اولاد «طه» و «يس» مورد هتك قرار دادند. آنگاه خداوند از روى عدل و داد انتقام خود را از آنان گرفت و بدبختى و زبونى را در هر دو جهان، نصيب آنان ساخت! ناصرالدين شاه در دوران قدرت خود، بخاطر حرص و طمعى كه به جمعآورى پول و ثروت داشت، به اختلاس اموال بيوهزنان و مصادره املاك يتيمان و نهب و غارت قوت و غذاى ناتوانان و بيچارگان پرداخت و در اين راه از هيچ عمل زشت و پستى خوددارى نورزيد و با شديدترين وضع با مردم رفتار كرد و براى رسيدن به اين مقصود، از پستترين وسايل ضدانسانى كه موافق با سرشت افراد رذل و فرومايه بود، استفاده كرد و درواقع براى اجراى ظلم و ستم، پستى و رذالت، هرگونه راهى كه وجود داشت، او از آن عبور كرد! او نخست توده مردم را فقير و بىنوا ساخت و مملكت را به ويرانى كشانيد و بندگان خدا را نابود كرد، سپس رذالت و ديوانگى او را بهفروش حقوق مسلمانان و املاك مردم با ايمان به بيگانگان، واداشت و اين الحاد و بىدينى او را، كفر و بىايمانى وزير حيلهگرش، يارى داد! او بهسرعت و باعجله تمام، پيمانها و قراردادهائى با فرنگيها بست و تعهداتى را درقبال آنان پذيرفت، بدون آنكه به آثار اين خيانت رسوا، اهميتى قائل شود و يا از زيانهاى آشكار آن بيمى بخود راه دهد، گوئى كه او تصميم گرفته است كه براى