نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ١٢٣
جرئت نكرد كه كمپانى فرنگ را از خود برنجاند. اكنون كه اين مطالب را مىنويسم از طهران براى من خبر رسيده كه بعضى قرارها داده شده و پادشاه كه آنقدر در اقدامات سخت گرفته بود از حركت مجتهد بزرگ در كربلا متوحش شده و عمل امتياز دخانيات باطل گرديده است. درباره مجتهد بزرگ در كربلا اشاره به اين نكته كافى است كه درحقيقت پاپ ايرانىها مىباشد، و احترام او به تنهائى، بالاتر از احترامى است كه (پيوس نهم) به پادشاه ايطاليا نمود.*** خلاصه بهاعتقاد جميع اشخاصىكه از وضع ايران بااطلاع هستند، معلوم مىشود كه پادشاه بدست خود در زوال رژيم خود اقدام مىنمايد و اعمالى كه متوالياً بطور غفلت از طرف ايشان سرمىزند موجب تعجيل در زوال ايشان است و در صورتى پادشاه مىتواند دفع زوال از خود بنمايد كه متوجه اوضاع باشد و در جميع مطالب دقت مخصوص بنمايد. اكنون بايد دانست چه سبب شده كه ايرانىها معتقد شدهاند كه دولت انگليس مقصودش كمك و تقويت آنها مىباشد.
دليل اين مطلب، آن است كه يك يا دو سال قبل از اين، سفراى شما به پادشاه ابرام نمودند كه فرمانى بدهد و بموجب آن جان و مال مردم ايران از تجاوز در امان باشد. آيا پادشاه چنين فرمانى داده يا نه؟ و پس از مباحثات طولانى و ابرامات زياد و تأمل بسيار، مضمون فرمان مزبور به دول ابلاغ شده يا نه؟ آيا ملكه انگليس وقتيكه اين مطلب را شنيده نسبت به «ملكمخان» اظهار رضامندى نموده يا نه؟ و آيا سفير شما در طهران در قرار صدور اين فرمان شركت داشت يا نه؟ جميع ايرانىها معتقدند پس از اينكه چنين فرمانى صادر شده و به دول ابلاغ گرديده است، دول اروپا حق دارند در اجراى مضامين و شروط فرمان مزبور ابرام كنند يا اينكه بشروط آن تجاوز بشود، از پادشاه توضيح بخواهند!- با اين تفصيل- اما نتيجه شد؟! ... من كه سيدجمالالدين هستم، پس از آنكه به ايران وارد شدم، مردم مرا اسباب