نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ١٤٥
اعلام تخم حميت و غيرت در درون آنها بكارم. و نيز داعيان تيززبان بجانب كاشغر و ياركند روان تا مؤمنان آن ديار را به اتحاد اهل ايمان دعوت كنند و معلوم است چون اهالى شروع جنگ نمايند، امراء بيدرنگ قهراً در ميدان آيند. و چون به امزجه و عادات آن اهالى دانا و به طبيعت و اخلاق آنها بينا مىباشم، هيچشك و شبههاى ندارم كه جميع مسلمانان از دل و جان بر سر روس هجوم خواهند كرد و روسيه را در آن طرف اشغال، بلكه بالقطع پايمال خواهند نمود و بر منافع عاجله اين، كسى را انكار نشايد و فوائد آجلهاش را كه اتحاد اسلاميه و اتفاق امت بوده باشد، ارباب بصيرت درك نمايد. و معذالك چون اهالى افغانستان كه فىالحقيقه سد و بند هندوستان است؛ با روس دراندازند، طائفه انگليس قهراً و قسراً به تمام اجتهاد، به محاربه پردازند و تا به حلقوم به گل فرو رود و خيال سيادت را از سر و آرزوى فرعونيت را از دل بدر برد. و اگر معترضى بر اين مقصد اعتراض كند و بگويد كه اهالى قوقند و بخارا و شهر شيبر و تركمان همانها نيستند كه تاب مقاومت روس را نياورده و گوى نيكنامى از ميدان نبرده و زندگانى غيرفاضل را بر موت فاضل اختيار و مرتكب آنگونه عار شدند؟ پس از استعانت بدانها چه فايدهاى عايد خواهد شد؟ جواب گويم كه آن محاربههائى كه واقع شد، تماماً از براى خاطر اميرى ستمكار و يا خود حاكمى ظلم شعار بود و انسان جان خود را از براى حظ نفس اينگونه امير و حاكمى كى دهد؟ و پاى ثبات و مردانگى در ميدان چرا نهد؟ و اما اگر آنها از براى حمايت دين و حفظ كيش و آئين، محاربه نمايند، البته يا تاج شهادت بر سر و يا كالاى فخر دربر خواهند نمود؛ چون در آن هنگام هر كسى از براى محض دلخواه خويش پاى در ميدان و بهجهت اعلاى كيش، رزمجويان خواهند بود.*** و بعد از بيان مقصد، عرض مىشود كه اين عاجز در اين بابت به هيچ وجه منالوجوه، نه درهمى از دولت خواهانم و نه دينارى جويان، بلكه حباً للاسلام به اين امر خطرمند قيام خواهم نمود. بلى بعد از حصول اعانه ماليه در هندوستان، اين حقير را مىرسد كه چند نشان از