نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ٦٥
٨- بانك (چه ميدانى بانك چيست؟) بانك عبارت از اين است كه زمام ملت را يكجا بدست دشمنان اسلام داده و مسلمانان را بنده آنها نموده و سلطنت و آقائى كفار را بر آنها بپذيرند. آنوقت اين خائن احمق براى اينكه ملت را راضى نمايد، دليل پوچى براى كردار زشت خود اقامه كرده و ميگويد اينها معاهده موقتى است كه مدتش از صدسال! تجاوز نخواهد كرد! چه برهانى براى رسوائى خيانتكاران از اين بهتر؟ نصف ديگر مملكت را هم بهعنوان حقالسكوت بدولت روسيه داده (اگر ساكت شود) آنهم عبارت است از: ١- مرداب رشت و راه انزلى تا خراسان و آنچه از خانها و مسافرخانهها و باغستانها تابع اين راه است. ولى دولت روسيه به دماغش! خورده و اين هديه را نپذيرفته، او درصدد است اگر اين معاهدهاى كه به تسليم كشور منتهى ميشود بهم نخورد، خراسان را مستعمره خود كرده و بر آذربايجان و مازندران نيز دست بياندازد. اين اولين نتيجهاى است كه بر سياست اين احمق مترتب ميشود. خلاصه: اين مرد تبهكار كشور ايران را اينطور بمزايده گذاشته و خانهاى محمد صلىاللَّه عليه وآله و سلم و ممالك اسلامى را باجنبى ميفروشد، ولى از پستفطرتى و فرومايگى كه دارد، به قيمتى كم و وجه اندك حاضر بفروش ميشود. بله وقتى پستفطرتى و حرص با خست و ديوانگى آميخته شود، چنين خواهد شد.*** تو، اى پيشواى دين، اگر به كمك ملت برنخيزى و آنها را جمع نكنى و كشور را با قدرت خود از چنگ اين گناهكار بيرون نياورى، طولى نخواهد كشيد كه مملكت اسلامى زير اقتدار بيگانگان درميآيد، آنوقت است كه هرچه ميخواهند ميكنند و هر حكمى دلشان خواست ميدهند. اگر اين فرصت از دست برود و اين معاهدهها در حيات تو صورت بگيرد، در صفحه روزگار و صفحات تاريخ نام نيكى نخواهى داشت. تو ميدانى علماى ايران هم، سينههايشان تنگ شده و منتظر شنيدن يك كلمه از تو