نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ٩٧
مسامحه را جايز شمرد و خود نيز بوسايل عديده از هيچگونه ظلم و تعدى بىحساب درباره ملت فروگذارى نكند، ظلم رواج مىگيرد و جور و ستم منتشر مىشود و مشاهدات كنونى ما در ايران بيانات مرا تأييد مىكند. هيچ حاكمى براى هيچ ناحيهاى تعيين نمىشود مگر بعد از آنكه مبلغ هنگفتى براى بدستآوردن آن منصب خرج بكند و رشوه بدهد و همينكه بآن منصب نائل شد، طليعه اعمال او ظلم بمردم و غارت مملكت و جلب ننگ براى دولت و ملت است. مسئله فتنه اكراد و خرابىها و خونريزيهائيكه در دهات حوالى ساوجبلاغ و مراغه و رضائيه واقع شد، سببش ظلم بود. كسيكه نه علم حقوق خوانده و نه از قواعد حكومت اطلاع دارد، مال و جان و ناموس چهل پنجاه هزار نفوس را درمقابل پانصدتومان فروخته و آتش ظلمى برمىفروزد كه خود دولت با همه زحمات و مخارج گزاف نمىتواند نايره فساد آنرا خاموش سازد. در ايران گمان مىكنند حكومت سهل و آسان است. و هر جوان بىمايهاى مىتواند در ولايات و ايالات حكومت نمايد! ٨ البته هركس در علل طغيان كنونى عقيدهاى اظهار مىكند، بعضى مىگويند انگشت انگليس در كار است و بعضى روس را متهم ساخته مىگويند كه آتش فتنه را روشن كرده و اكراد را مسلخ نموده تا نسبت به شاه ياغى شوند، بعضى ديگر تصور مىكنند دست عثمانى در اين كار دخالت دارد، زيرا اكراد از پيش خود جسارت چنين كارى را ندارند، ولى من جسارت نموده و مىگويم دستى كه فتنه را در مملكت به جنبش مىآورد و فساد را منتشر مىسازد يك سلسله مظالمى است كه دست ظلم آنرا ايجاد نموده و لازم بود ما نگذاريم دشمنان نيرومند ما راهى بما باز كنند. بر فرض اگر انگشت همسايگان هم در كار باشد، در آنصورت نيز چرا بايد وسيله و اسباب بهانه بدست دشمن بدخواه و كينهجو داد؟. در هر حال اجراى عدل و مساوات در تمام طبقات لازم است، والا دو لنگه دروازه وطن براى واردشدن دشمن گشوده خواهد ماند ٩. اگر دولت عثمانى در بوسنه و هرسك و بلغار به عدالت و انصاف رفتار مىكرد،