نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ٩٠
فىالضمير نديديم. لهذا به حسب تكليف شرعى و حفظ نواميس اسلامى كه بر افراد مسلمين فرض عين است، به خباثت ذاتى و كفر باطنى و ارتداد ملى او حكم نموديم تا قاطبه مسلمين و عامه مؤمنين بدانند كه از اين بهبعد مس به رطوبت با ميرزا علىاصغرخان جائز نيست و اطاعت اوامر و نواهى او مثل اطاعت اوامر و نواهى جبت و طاغوت است. و در زمره انصار يزيدبن معاويه محشور خواهد بود. قوله تعالى: لن يجعلاللَّه للكافرين علىالمؤمنين سبيلا. اللهم انا نشكو اليك فقد نبينا و غيبت ولينا. بهتاريخ ٢١ جمادىالثانى سنه ١٣٢١. الاحقر الجانى محمدكاظم الخراسانىالاحقر محمدحسن المامقانى، الجانى نجلالمرحوم ميرزا (حاج ميرزا حسين خليلى).*** بعد از انتشار اين نامه كه ضربه سختى بر قدرت و نفوذ امينالسلطان- اتابك اعظم- زد و او از كار بركنار گرديد، هوادارانش شايع كردند كه «تكفير» اتابك صحت ندارد و يا حكم نامه منتشره، نسخ شده است!! و بدنبال آن، نامه ديگرى از طرف آقايان منتشر گرديد كه در آن، حكم اولى را تأييد كردهاند و اينك متن نامه دوم: بسماللَّه الرحمن الرحيم مخفى نماند، بعد از آنكه عقايد فاسده و مقاصد كاسده ميرزا علىاصغرخان صدراعظم سابق دولت عليه ايران باخبار متواتره، باين داعيان رسيد و اعمال و افعال مخربه و مضيعه دين و دولت صادره از آن وجود غيرمحترم از حد احصا گذشته برحسب تكليف شرعى حكم بارتداد او نموديم و اين ايام مسموع شد كه نسبت ناسخ باين خدام شريعت مطهره دادهاند و لهذا ثانياً تاكيداً و تذكاراً مىنويسيم كه اسناد اين ناسخ باين داعيان جعل محض و محض كذب است. حكم همان است كه در تاريخ ٢١ جمادىالثانيه نمودهايم اگرچه بعض اغلاط غيرمضره به مقصود در نسخه چاپى ديده شد، از سهو كاتب است. واللَّه هوالعالم الحاكم.