نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ٧٦
نيكوكاران گرامى، تنها براى فرازمندى سخن خدا و صيانت از فرودمندى آن بوده است و همواره تيغهاى آخته و خونهاى ريخته، مانع از بهخوارى كشيدهشدن آن بوده است، نه ترس و احتياط كارى! ... سرورم ... جانهاى مردم از آنچه بر سر دينشان رفته و ضررهاى دنيوى، در تب و تاب است. اگر براى يارى حق قيام كنيد، همگى گرد شما مىآيند و رياست تامّه شما بر آنان تثبيت مىشود و به يارى خدا به اعتلاى كلمه اسلام و سركوب ياران كفر و خاموشى سخن بىدينان نائل مىشويد، فرصت را از دست ندهيد كه دلها اكنون در جوش و خروش، جانها در آشوب و التهاب، زخمها خونين و مردم در تنگنا و پريشانى هستند، با يك سخن بهسوى شما روى مىآورند و گرد شما جمع مىشوند، به آستانه شما پناه مىبرند و من گمان نمىكنم شما از جمله كسانى باشيد كه اوهام آنان را دلسرد كند و وسوسهها آنان را از حركت بازدارد، چه شما نيك آگاهيد (همچنانكه بارها خود به من مىگفتيد) كه شكست عالِم پيروزى اوست، خوارى و سرافكندگى رهبر دين مايه سرافرازى اوست و رسوائىاش باعث شرف و افتخار. اينك زمان فرارسيده و فرصت در دسترس است. شما از آنچه سركردگان كفر بر سرِ آن مرد نيكنام پرهيزكار، حاج سيدعلىاكبر شيرازى آوردهاند، اطلاع يافتهايد، اما آنچه بر سر من آوردهاند، من به خدا واگذار مىكنم. من برخلاف افتراهاى دروغپردازانه، نه پشيمانم و نه خسته شدهام و نه در راه اعتلاى كلمه خدا، فترتى در من ايجاد شده و نه در تصميمم سستىاى راه يافته است، و بزودى دماغ هر بازدارنده و هر دروغگوى ستمگر و هر گناهكار فرومايه را بهخاك خواهم ماليد و شما انشاءاللَّه خواهيد ديد. ولاحول ولاقوّةالاباللَّه العلّى القهّار الجبّار. سلام و رحمت و بركتهاى الهى بر شما و بر همه كسانى باد كه براى يارى دين و اعتلاى كلمه مسلمانان، همراه شما قيام كنند.
آمين
جمالالدين الحسينى