نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ٦٧
مسلمين را از شر اجانب حفظ كنند، هرگونه تحقير و رسوائى را متحمل شدند. مسلماً پيشواى مذهب از رفتار زشتى كه جاسوسان كفر و ياران مشركين با دانشمند پرهيزكار واعظ حاجى ملافيضاللَّه دربندى نمودند، مطلع است و قريباً هم از بدرفتارى كه نسبت به دانشمند مجتهد و نيكوكارى حاجى سيدعلىاكبر شيرازى مرتكب شدهاند مطلع ميشود، همچنين از كتك و حبس و كشتار پيشوايان ملت آگاه خواهى شد كه از جمله آنها جوان پاكدامن ميرزامحمد رضاى كرمانى است، و اين مرد خارج از دين، او را در زندان تا پاى مرگ برد. و از جمله آنها فاضل ارجمند حاجى سياح و ميرزا فروغى و ميرزا محمدعليخان و فاضل قانونگذار اعتمادالسلطنه ميباشد.*** اما فجايعى كه اين پستفطرت نسبت بخودم مرتكب شده طورى است كه جگرهاى اهل ايمان را پاره ساخته و دلهايشان را قطعهقطعه ميكند و حتى موجب وحشت كفار و بتپرستان مىگردد. اين مرد پستفطرت موقعيكه من با حالت بيمارى در حضرت عبدالعظيم پناهنده بودم، دستور زندانى نمودنم را داد، از حضرت عبدالعظيم تا طهران مرا روى برف (با اهانتى كه مافوق آن متصور نيست) حركت دادند و البته اينها پس از غارت اموالم بود (اناللَّه و انااليه راجعون). از طهران هم باز يكدسته از كوچك ابدالهاى دربار، مرا سوار اسب باركشى كرده و خودشان سوار اسبهاى راهوار، من بيمار را در زمستان سخت با اين حال تا خانقين حركت دادند و از ... والى درخواست كردند مرا بهبصره تبعيد نمايد، زيرا ميدانست اگر مرا در عراق آزاد و بحال خود بگذارد، نزد تو رئيس مذهب خواهم آمد و گزارش او و اوضاع كشور را بتو گفته و بدبختىهائى را كه اين مرد زنديق براى ملت ايران آماده كرده شرح خواهم داد، و تو را بكمك دين و فريادرسى مسلمانان خواهم خواند. او ميدانست اگر من و تو يك جلسه باهم مصاحبه كنيم، ديگر نمىتواند وزارت ملتكش خراب كن خود را نگاهدارى نموده و كفر را ترويج كند. باز از جمله كارهائيكه كرد و بر پستفطرتى و دنائت خود افزود، اينكه براى