نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ١٢٠
نمودهاند. براى اينكه مبادا اين مطلب معلوم شده و بهزور تنخواه و جواهرى كه دارند از دست آنها گرفته شود. و حتى ناگهان ديده مىشود كه دكاكين را شكسته و هرچه مالالتجاره در آنها يافت مىشود، به نهب و غارت بردهاند. زنان و كودكان، مانند فقراء، در جادههاى بزرگ مىگردند و درواقع آنچه از ايرانىها باقى مانده است، كمال بدبختى و پريشانى بوده و همگى همواره دچار ترس و تشويش هستند. آيا اين تقصير ايران است كه زمين آفتاب مىباشد؟. در اين سرزمين خرما و انار و جو و گندم خوب بعمل مىآيد، ايران داراى معادن خوب ذغالسنگ است، ولى كسى نيست كه در اين معادن كار كند. آهن در اين مملكت بحد وفور وجود دارد، ولى كسى نيست كه آنرا عمل بياورد. مس و فيروزج يافت مىشود؛ چشمههاى نفت هست، و زمين آن بقدرى حاصلخيز است كه در صورت كاشتن و زراعتكردن، همه چيز عمل آمده و متوالياً محصول آنچه را كه كاشتهاند برمىدارند. و صحراى آن طورى است كه اگر آب كافى تهيه شود، همه چيز را مىتوان در آن زراعت نمود. ولى اكنون تمام اين مملكت بشكل ويرانهاى درآمده است. بههيچوجه به آبادى زمينها اقدام نمىشود و همواره از جمعيت اين مملكت كاسته مىشود، روستاهائى كه يك وقت آباد بودهاند، اكنون تقريباً بىجمعيت شده و بحالت خرابه درآمدهاند، هزاران نفر از مردم ما در اين سالهاى آخر سلطنت پادشاه، مجبور شدهاند كه از مملكت خود جلاى وطن كرده بممالك قفقاز و ماوراء قفقاز رفته و در آنجا براى خود ملجأ و پناهى اختيار نمايند. و چندين هزار نفر ديگر ببلاد مختلفه آسيائى عثمانى و آناتولى و خاك اروپاى عثمانى يا عربستان مهاجرت كردهاند. در اسلامبول ايرانىهائى را ملاقات كردم كه با دستهاى ظريف خود به پستترين كارها مشغول هستند، از قبيل:
آبفروشى، جاروكشى در كوچهها و عرادهكشى و غيره ... اگر ملاحظه شود معلوم مىگردد كه تعداد ايرانىهائى كه از وطن مهاجرت كردهاند متجاوز از يك پنجم تعداد كل نفوس ايران است.