نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ١١٨
دريافت نمىنمايند، اين رسم از زمانيكه بخاطر نمىآيد، در مشرق زمين متداول بوده است و شايد مردم هم به آن عادت دارند، ولى وقتيكه حاكمى در ايالتى مستقر مىشود، اهالى آن ولايت تكليف خود را مىدانند و حاكم البته خيالش اين است كه آنچه را برسم پيشكشى به شاه داده است، از مردم بگيرد و تا آنجا كه بتواند اجحاف كند تا خوشگذرانى نموده و ضمناً تنخواهى پسانداز كرده باشد كه بتواند در موقع ديگر، براى حكومت جديد! بدهد. اين اشخاص از حاكم كل گرفته تا حكام جزء، مطمئن نيستند كه چه مدتى در حكومت خود باقى خواهند بود، زيرا كه اگر كسى پيدا شود كه پيش از آنچه او به حاكم كل تعارف و پيشكش داده است، بدهد، فوراً حاكم منصوب با اتباع خودش معزول مىشوند. در اين باب هرگز ملاحظه شايستگى شخص حاكم و رفاه حال مردم نمىشود. حكمران كل محض آنكه مدت حكومت خود را طولانى نمايد درمواقع معينه تنخواه اضافى برسم پيشكش! براى وزراء و پادشاه مىفرستد، و از آنجائيكه قاعده و قانون براى گرفتن ماليات و عشر و جريمهكردن نيست، لهذا حكمران و اتباع او، بقدريكه ممكن شود از رعايا و مردم بزور مىگيرند.*** وضع احوال درباب حكام جزء و نواب و مدير و غيره، بهمان ترتيبى است كه درباب حكمران كل ذكر شد و آنها نسبت به حكمران كل، بايد بهمان قسم پيشكش و تعارفى بدهند. مبلغى كه به پادشاه و وزراء از بابت حكومت پيشكش مىشود، منوط به اهميت ولايتى است كه حاكم به آنجا مىرود، ولى در هر صورت در همهجا اجحاف و تعدى متداول است. ترقى درميان افسران ارتش هم بهمين وضع است، يعنى براى تحصيل مناصب بايد پيشكش بدهند، و درباب وصول مواجب خود اطمينان ندارند. سربازان اگر بتوانند در عرض سال مواجب يك ماهه يا دوماهه خود را تحصيل كنند، خود را خيلى خوشبخت مىدانند، تنها راه معاش و زندگى آنها اين است كه از مال مردم سرقت