نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ١١٧
تفاوت دارد- يك تومان ايران تخميناً هفت شلينگ پول انگليس است- پس از آن، حاكم! بايد ضامن بجهت تنخواه بدهد كه مقابل است با واردات ساليانه آن ولايت و از واردات سال قبل بايد بيشتر باشد، (البته حاكم سابق آن ولايت هم مسئول واردات سال قبل بود) همينكه پيشكشى پادشاه تقديم شد، اگر پادشاه چيزى بيشتر نخواهد، شخص حاكم، رضايت پادشاه را با كلمه (بلى صحيح است)! تحصيل مىنمايد. همينكه حاكم اين كلمه را از لبهاى ظلاللَّه! مىشنود، تكليفش اين است كه وزراء را راضى كند و تحسين و رضايت وزراء فقط منوط باين است كه قدرى بيشتر به آنها تنخواه نقدينه برسم پيشكشى بدهد، و همينكه در منصب خود بمقصود نايل مىگردد، بطور ناگهانى حالت او بحالت يكنفر ظالم و تعدىكننده غيرمسئول، مبدل مىگردد. و اكنون نوبت اوست تا از مردمانى كه در پرتو او طالب مشاغل و حكومت هستند، پيشكشى دريافت كند؛ حاكم يك ولايت عموماً سيصدنفر اعضاء لازم دارد، از قبيل منشى و پيشخدمت و قهوهچى و فراش و ساير خدمه و ميرآخور و جلودار و مهتر و آشپز و چماقدار و قاپوچى و غيره كه همه همراه او هستند. تمام اين اشخاص بايد بحكمران جديد باج بدهند تا شغلى در حكومت براى خود تحصيل كنند، و حكمران نيز بهركسى كه پول بيشتر بپردازد كار بهتر را مىدهد!. پس از آنكه كارها با اين وضع، بطوريكه مورد نظر آنهاست، معين شد، هريك از اشخاصى كه مأموريت مخصوصى دارند به محل مأموريت خود عازم مىشوند، و ولايتى كه صاحب حكمران جديد مىشود، بايد به همهگونه سرقتها و تعديات جديد تن بدهد. و همه اجزاى حكومت، هميشه بفكر مداخل خود و نهب و غارت و دستاندازى به اموال و عيال و اولاد مردم هستند. آرى در جائيكه يكنفر وزير عاقل روى كار نباشد كه كارها را منظم كند و از شرفا و نجبا هم چيزى باقى نمانده باشد و كسى هم نباشد كه دفع طمع حكام را نموده يا مانع از طمع پادشاه بشود، كارها غير از اين، نخواهد بود و نتيجه همان چيزهائى است كه ذكر شد. هيچيك از حكام و هيچيك از گماشتگان حكومت، دينارى برسم مواجب