نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ١١٦
از روى عدالت و درستى حكمرانى نشده است و همه قدرتها در شخص پادشاه جمع شده است!. و در صورتيكه او ديوانه يا دائماً مست باشد- يا اينكه هر دو حالت در او وجود داشته باشد- پس وضع و احوال ملت چه خواهد بود؟. هيچ چيز او را راهنما نيست، جز خيالات بوالهوسانهئى كه از او موقتاً بظهور مىرسد. هرچه او خيال كند، همان مىشود و حكام و وزراء و قائممقامها و مديرهاى او كوركورانه روش او را پيروى مىنمايند، بنابراين عدالت درميان نيست. وزيرى كه امروز در اوج قدرت است، ممكن است كه فردا چوب بخورد يا او را داغ كنند! يا اينكه دچار صدمات ديگر بشود. براى اتهامهائىكه ممكن است تصور شود، انواع شكنجهها معمول است و اعضاى گوناگون بدن را بوضع عجيبى قطع مىنمايند. و اين نوع شكنجه، وضع معمول آنجا است. بنابراين هيچكس نمىتواند از گوش و دماغ و دست و پا و سر خود اطمينان داشته باشد! اين است مفهوم سلطنت وحشت در چنين اشخاصى كه سمت خداوندگارى بخود گرفتهاند! و بر من لازم است كه پيشگام شده بزرگترين اغتشاشات را دفع نموده و معايب را اصلاح بنمايم، ولى در جائيكه افرادى پيشوا باشند كه مقامشان از مقام انسانيت كمتر باشد- مانند اشخاص مست و دايمالخمر و ديوانه و عياش و هرزه- در چنين صورت نتيجه اين نوع حكومت كه سلطنت وحشت است، چه خواهد بود؟ ما در ايران بواسطه اغتشاش كه نتيجه استبداد است، از حيث بدن دچار رنج و صدمه هستيم و اين اغتشاش نتيجه بلاواسطه ايجاد قدرت مطلقه است.*** وضع حكومت در ايران به تفصيل ذيل است: اگر مردى طالب باشد كه حكومت ولايتى- فرض مىكنيم آذربايجان يا خراسان- را بدست آورد، اول اقدامى كه مىنمايد پيشكش پادشاه را تقديم مىكند و اين پيشكشى به اعتبار وضع آن حكومت اختلاف دارد، مثلًا از سى الى صدهزار تومان