نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ١٠٦
تلاشى كه در ايام توقف كوتاه خود در تهران براى استقرار اساسى عدالت و قانون داشت، همه گواه اين معنى است كه سيد پيش از آن روزى كه غلامان پاركابى شاه او را به فضيحت از بست حضرت عبدالعظيم كشانكشان بيرون آوردند، اين مرد مستبد خودخواه و ستمگر را نمىشناخته و بيجهت به او حسنظن داشته است ... ١٤. وكلا يعنى وزرا و معاونين وزرا، و اين اصطلاح را از عرف مصرى اختيار كردهاند. ١٥. اين همان حرفى است كه همواره وزيران ايران بعنوان عذر بيعرضگى و عدم لياقت و اغراض شخصى خود مىآورند. ١٦. اكنون كه وزرا درمقابل مجلس و افكار عمومى علىالظاهر مسئوليت پيدا كردهاند، باز بجاى عمل، اعلاميه مىدهند و از كفايت و لياقت و حسننيت خود لاف مىزنند، ولى نتيجه كارهاى ايشان همين وضع پريشانى است كه نظير آن در زنگبار و تبت هم ديده نمىشود!. ١٧. گويا اشاره به مستوفىالممالك (ميرزايوسف) مىگذرد، زيرا ميرزاحسينخان ديگر در كار نبود و بطور كلى اين بيان حقيقت يك صورت كلى است كه بر هيولاى سياسى همه وزراى قديم و جديد ايران متناسب درمىآيد. ١٨. تشريح اين علل و اسباب و اوضاع تنها براى كسى ميسر بوده كه از زمان ميرزاتقىخان تا سال ١٢٩٩ هجرى با جريان تاريخ ايران معاصر و مرتبط بوده است. و آنچه را كه ما امروز با آزادى فكر، از روى بحث و مقايسه كارهاى اين رجال دولت مىتوانيم دريافت و گفت، او در همانروز سنجيده و فهميده و گفته است. اين ايراد و اعتراض كه بر ميرزا يوسف و وزراى ديگر شاه داشته همان ايرادى است كه امروز هم بر قوامالسلطنه [١] و دوستداران دولتى او مردم خردمند و باريكبين داشته و دارند و زيرا اينان هنوز نتوانستهاند اثبات لياقت و كفايت خود را براى عمران و آبادى كشور بمنصه ظهور درآورند. ١٩. بيزمارك صدراعظم آلمان كه درنظر نمونه كامل حسن سياست قرار گرفته بود. ٢٠. مولتك صاحبمنصب پروسى كه اطريشها را شكست داد و شهرت جهانى يافت. ٢١. سيد دربين رجال سياسى ايران بمرحوم ميرزاتقىخان نظر خاصى داشته و در شبنامههائى كه هنگام توقف تهران از طرف دوستان او برضد شاه منتشر مىشد، هميشه قتل مرحوم امير را بعنوان مثال تاريخى ذكر مىكردند. ٢٢. در متن عربى المقتطف و ترجمهاى كه از آن در مجله آينده سال دوم بچاپ رسيد، اين قسمت را اضافه بر متن مجله چهرهنما و صورت منقول در مجله محيط دارد: «ولى جرائد ما در ايران برضد اين مطلبند، از كار خوب خوب مىگويند و از كار زشت هم
______________________________
[١] در تاريخ نشر نامه در مجله محيط بسال: ١٣٢٦ ...