نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ١٠٤
توضيحات راجع به مطالب نامه ١. معلوم است حاجى «سيدمستان داغستانى» كه از مردم مراغه بوده، سيد را در دوره اقامت هفتساله مصر مىشناخته و او را نسبت به ايران و قضاياى مخصوص بدان طورى واقف و علاقمند مىدانسته كه از او استفسار مىكرده است ... ٢. اقدامات بىنظير و فداكاريهاى مرحوم سيدمحمد طباطبائى و شركت مرحوم سيدعبداللَّه بهبهانى با مرحوم حاجى آقا نوراللَّه اصفهانى و مرحوم ثقةالاسلام تبريزى و نهضت مرحوم حاجى سيدعبدالحسين لارى برضد استبداد در بنادر و حمايت و ارشاد مرحوم آخوند خراسانى و مازندرانى و تهرانى در عتبات از جنبش مشروطهخواهان، ثابت كرد كه تشخيص سيدجمالالدين و اظهار عقيده سيد درمورد علماى ايران صحيح و از روى وقوف كامل و اطلاع دقيق بوده است. ٣. پس از آنكه ميرزا حسنخان سپهسالار امتياز راهآهن را از ناصرالدين شاه گرفت، دسايس سياست خارجى و افساد و تحريك درباريان و رجال سياسى مخالف سپهسالار مانع از انجام اين امر شد. ٤. در تأسيس دارالفنون تهران و تبريز و مدرسه همايونى اصفهان شنيده نشده كه عكسالعمل نامطلوب و كارشكنى از طرف روحانيان عصر شده باشد و تنها مدرسهاى كه بعد از اين تاريخ تأسيس شد و با مخالفت و مقاومت علماء و مردم مواجه گشت، همانا مكتب نوآموزان مرحوم ميرزاحسن رشديه در تبريز بسال ١٣٠٧ قمرى بود كه بيشتر بمناسبت رسمىكردن تدريس زبان تركى از روى كتاب «آناديلى»- زبان مادرى- بمخالفت عامه مردم از علماء و غيرعلما برخورد. و شكى نمىتوان آورد كه اين اظهار مخالفت يك تظاهر ملى محكم از طرف تبريزيان برضد تدريس زبان تركى و الغاء زبان فارسى در آذربايجان بوده كه اصولًا اين فكر زايده سياست كشورستانى روسيه در قفقاز بوده و بدست خدمتگزار زبردست ايشان كه قضا را نويسنده و اديب زبردستى بوده يعنى (پالگونيك ميرزا فتحعلى آخوندف مترجم نايبالسلطنه قفقاز) صورت عمل پيدا كرده بود، ولى مورد قبول وطنپرستان ايرانى قرار نگرفت. ٥. در دوره فتحعلىشاه كه مسأله تبديل قشون قديم به نظام جديد پيش آمد، ميرزابزرگ قائم مقام كه درحقيقت مؤسس نظام جديد در ايران اوست، فتاوى موافقت علما را بدست آورده بعدها نيز كه در زمان محمدشاه تجديد اساس شد و همچنين در دوره ناصرالدين شاه كه معلم و مشاق از خارج آوردند- هيچ وقت كسى از روحانيان با اين تغيير وضع مخالفت نكرد.