نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ١٠٢
همچنين است وضع و حالت خارجه ايران كه ساليانه دولت مبالغ گزاف بر سفارتخانههاى خود خرج مىكند و نمىخواهد حسن نتيجه بردارد، گويا مقصود از داشتن سفارتخانهها اين است كه بگويند: «شاه بوداغون باغيدهوار» [١]. هرگاه كسى در ايران بپرسد كه وجود سفير در خارجه براى چه چيز است؟ شايد چندنفرى پيدا شوند كه بگويند: بلى سفير صورت پادشاه و چشم و گوش دولت است كه بايد آنچه ببيند و بشنود و بفهمد، از روى صدق و راستى، راپورت نمايد، ولى كو آن دولتى كه وظايف مزبور را از سفير خود بخواهد و راپورتهاى او را بنظر دقت مطالعه نموده بميزان عقل بسنجد و اجرا بكند و آنچه را كه بايد بكند؟. علاوه بر چند نفر مأمور بزرگ كه دولت ايران از قبيل «آژان ديپلماتيك» و «ژنرال گونسل» و «گونسل» در ممالك خارجه دارد، قريب پانصدنفر نيز هر طبقه گونسل و ويس گونسل در نقاط مهم و يا جاهائى كه ابداً لازم نيست دارد، معهذا از هيچكدام اينها راپورتى به سفارت و يا بوزارت خارجه خود نمىرسد و كسى هم متوقع اين خدمات از آنها نمىشود، زيرا كه مقصود از مأموريت اينها، كه نه مواجب دارند و نه معاش، تحصيل امنيت تبعه و كسب اطلاع از وضع و حالات آنجاها نيست. اغلب اين مأمورين كه ذكر شد، جهال و الواط و اشرارند، تصور نمائيد از اين قبيل اشخاص كه حقوق خود را نمىدانند و مأموريتشان حفظ حقوق دولت است، چه منفعتى بحال دولت و يا طبقهئى مقيم آن ولا است عايد تواند شد؟. بيچاره تبعه كه از ظلم و تعدى حكومت ايران فرار كرده و آمده در مملكت خارجه مىخواهد به فراغت و آسودگى مشغول كسب و داد و ستد خود باشد، در آنجا هم دچار اينگونه مأمورين ايرانى گرديده و آنچه دارد و ندارد! بايد فروخته صرف معيشت و گذران مأمورين مزبور نمايد تا بدان واسطه بتواند از غضب و سخط مأمورين ايران آسوده و ايمن ٢٣ بماند! ...*** اين مختصرى بود كه نوشتم و نمونهاى بود از جميع كارهاى داخله و خارجه
______________________________
[١]. ضربالمثل تركى است.