نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ١٠٠
نطق مىكنند كه عقل از كفايت آنها حيرت مىكند، ولى درمقام عمل هيچيك از آن حرفها در خاطرشان نمىماند. هرگاه صديك نيروئى را كه وكلا در اقوال دارند، در اعمال نيز مىداشتند، هرآينه ايران يكى از دول بزرگ و متمدن محسوب مىشد. عاقلترين وزراى ايران شخصى است ١٧ كه به جهت خرابكردن دشمن خود در حضور همايونى، خود واسطه كار او شده شغل بسيار عمده و مهمى را كه ابداً آن بيچاره قالب آن كار نيست، براى او تحصيل نمود و براى اجراى نفسانيت و اثبات كفايت خود، موجب بسا خرابيها و مضرات براى ملك و ملت مىگردد. حيف نيست آدمى با آن هوش و ذكاوت و فطانت همه را درپى كسب نام و شهرت بيمعنى بوده و حقيقتاً كارى انجام ندهد كه باعث نفع و صلاح دولت و مايه خير و فلاح آخرت خود باشد؟! ١٨ ما همه تصديق مىكنيم كه شماها! در عقل و تدبير تالى بيسمارك ١٩ و در فنون لشگركشى استاد مارشال مولتيك ٢٠ هستيد، ولى قدرى هم بايد باصداقت بوطن خدمت كرد. اشتهار و افتخار را مانند: كونت كاور ايتاليا، تير فرانسه، نسلرود روس، پالسمرستون انگليس بايد تحصيل كرد كه هر كدامى برحسب موقع دولت و اقتضاى وقت بچه تدبير تشبث كرده و دولت و ملت خود را بچه ترقيات رسانيدهاند و معذالك پس از مردن تركه آنها بصورت اموال افراد بىچيز و فقيرى فروخته شد.*** بعيد نيست همين ذات! اگر از اين فقره استحضار بهم رساند، در پيش خود بگويد كه نويسنده اين مطلب عجب جاهل از وضع و حالت ايران است كه دولت ايران را هم بر دول بزرگ و متمدن قياس مىكند و همچو گمان مىبرد آن تدابيرى كه وزراى مستقل فرنگستان تا حال بكار برده و مىبرند، در ايران هم با وضع كنونى ممكن است، عرض خواهم كرد در زمان صدارت مرحوم ميرزا تقىخان اتابك اعظم همين ايران بود و همين شاه و بقول شما همين موانع، چرا در زمان صدارت او كه دوسال بيش طول نكشيد، آن همه ترقيات از قبيل قراولخانه، انشاء مدرسه در طهران، وضع سفراء در خارجه، پاره صنايع و بدايع، بخصوص رواج كالاهاى خود مملكت و رونق