شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣١٨ - ١٠- تخصيص قرآن به وسيله خبر واحد
مىكنيد كه در جوامع حديث آمده و علما به آن عمل نمودهاند و مع ذلك مخالف ظواهر قرآنى هم نيست وگرنه ٩٥% اخبار معمول بها،يا با عام قرآنى مخالف است يا با مطلق قرآنى مخالف است.و خلاصه برخلاف ظواهر قرآنى است.حتى اخبار و رواياتى از قبيل عمومات«حل»و«طهارة»كه اينها نيز با ظواهر قرآنى مخالف است.
چون قرآن گفته:أحلّ لكم...ما فى الأرض جميعا ولى اين اخبار مىگويد«كل شىء حلال حتى تعرف انه حرام»كه با علم به حرمت،حلال نيست.سپس تقييد مىكند آيه را،و بلكه باز هم بالاتر،مسألۀ تقديم خبر واحد خاص بر آيۀ قرآنيۀ عام،از مسائلى است كه علماى شيعه در آن اجماع دارند و كسى در آن اختلافنظر ندارد.اينجاست كه اين سؤال مطرح مىشود كه دليل مطلب و فلسفۀ آن چيست؟چگونه است كه قرآن،قطعى و خبر،ظنى است و مع ذلك سيرۀ علما با اجماع علما بر تقديم خبر ظنى بر قرآن قطعى است؟
مىفرمايد:دليل مطلب اين است كه از طرفى درست است كه قرآن قطعى الصدور است و كلام خداست لكن خود قرآن تصريح نموده به اينكه آيات قرآنيه دو دستهاند:
١.محكمات،٢.متشابهات.
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتٰابَ مِنْهُ آيٰاتٌ مُحْكَمٰاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتٰابِ وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ . ١
باز،محكمات قرآنى دو دستهاند:
بعضى نصاند كه احتمال خلاف در آن داده نمىشود؛
و برخى ظاهرند كه احتمال خلاف در آن داده مىشود؛
و باز،ظواهر قرآن هم اقسامى دارد كه دستهاى از آنها عمومات است و دستهاى مطلقات.و از طرفى ديگر،وقتى به روايات معصومين عليهم السّلام مراجعه مىكنيم،ملاحظه مىكنيم كه بسيارى از عمومات قرآنيه و مطلقات قرآن،توسط خصوصات روايات تخصيص و تقييد خورده است و روايات زيادى هستند كه قرينهاند بر حمل ظواهر
١) .سورۀ آل عمران،آيۀ ٧.