شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٧٣ - ٣- استعمال عام در باقىمانده مجاز است يا حقيقت؟
مخصص منفصل تخصيص خورده باشد؛چه نسبت به خود ادات عموم و چه نسبت به مدخولشان).
حال يكيك حساب مىكنيم:
اما در آنجا كه عام مخصص به متصل باشد:در اينجا نه مجازيتى نسبت به ادات عموم پيدا شده و نه در مدخول آنها.
اما در خود ادات عموم:ادات عموم(كما ذكرنا)وضع شده براى دلالت بر عموم و شمول مدخول،جميع افرادش را يعنى كل يا جميع و...دلالت مىكند كه اين حكم شامل جميع افراد مدخول است اما تعيين نمىكند كه افراد مدخول هزارتاست يا صدتا ،بلكه افراد مدخول(هرچند تا كه باشد،چه زياد و چه كم)ادات عموم دلالت بر همانها دارد.
نهايت،چيزى كه هست،اين است كه:
گاهى:مدخول ادات عموم با يك لفظ دانسته مىشود.مثلا مىگويد:اكرم كل عادل،ما مىفهميم كه اين حكم مخصوص عدول است و شامل فساق هم نمىشود.
و گاهى:دو لفظ يا بيشتر بر اين مدخول دلالت مىكند.مثل:اكرم كل عالم عادل؛يا اكرم كل عالم الا الفاسقين؛كه عالم عادل دو لفظاند:و يا عالم الا الفاسقين دو لفظ است و روىهمرفته ،دلالت بر علماى عادل دارد.
در صورت تخصيص،تخصيص معنايش آن است كه مدخول كل هر عالمى نيست بلكه خصوص عالم عادل است.اما كلمۀ كل و ساير ادات عموم در معناى خودش استعمال شده كه دلالت بر شمول و عموم باشد باز هم شامل جميع علماى عادل مىشود.
شاهدش هم اين است كه ما نمىتوانيم به جاى كلمۀ«كل»كلمۀ«بعض»بگذاريم و بگوييم«اكرم بعض العلماء الا الفاسقين». درحالىكه اگر ادات عموم،در عموم و شمول استعمال نشده بود،بايد بتواند به جاى آن«بعض»گذاشت(و ليس كذلك).
چرا نمىتوان كلمۀ«بعض»را به جاى«كل»گذاشت؟
به دليل اينكه اگر«بعض»گذاشتيم،ديگر استثنا آوردن و گفتن«الا الفاسقين»