شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٠ - تقسيم مباحث اصول فقه
١.مباحث الفاظ،در اين بخش،از معانى و ظواهر الفاظ بحث مىگردد؛آنهم از يك ناحيۀ عام و كلى؛يعنى به الفاظ وارد شده در كتاب و سنت اختصاص ندارد،بلكه كلى بحث مىشود؛اگرچه عالم اصول،از اين مباحث در الفاظ كتاب و سنت بهره مىگيرد؛مثلا بحث مىشود كه آيا صيغۀ افعل،در وجوب ظهور دارد يا خير؟آيا صيغۀ لا تفعل،در تحريم ظهور دارد يا خير؟آيا مشتق،در ما تلبس بالمبدا ظهور دارد يا خير؟آيا جمله شرطى،در مفهوم ظهور دارد يا خير؟و...
٢.مباحث عقلى،در اين بخش،از لوازم احكام شرعى بحث مىشود؛چه اين احكام به دليل لفظى(كتاب و سنت)ثابت شوند و چه به دليل لبّى(اجماع و عقل) ثابت شوند؛مثلا بحث مىكنيم كه آيا ما بين حكم عقل و حكم شرع ملازمه هست يا نيست؟آيا ما بين وجوب ذى المقدمه و وجوب مقدمه ملازمه وجود دارد يا نه؟آيا ما بين وجوب شىء با حرمت ضد آن،ملازمه هست يا نه؟و...
٣.مباحث حجت،در اين بخش بحث مىشود از اينكه چه امورى حجيت و دليليت بر حكم شرعى دارند و چه امورى ندارند؟مثلا از حجيت خبر واحد،حجيت مطلق ظواهر،حجيت خصوص ظواهر كتاب،حجيت سنت،حجيت اجماع و حجيت حكم عقل بحث مىشود.اينها به نظر ما حجت هستند.همچنين از حجيت شهرت،حجيت قياس و...بحث مىشود كه اينها به نظر ما حجيت ندارند.
٤.اصول عملى،در اين بخش از اين موضوع بحث مىشود كه اگر مجتهد دستش از ادلۀ اجتهادى كوتاه باشد و از اين طريق نتواند حكم شرعى را استخراج كند،وظيفه دارد به اصول عملى مراجعه كند و از آنها حكم شرعى را به دست آورد؛مثل اصل برائت،استصحاب،احتياط و تغيير.آنگاه،در پايان كتاب،از تعارض ادله بحث مىكنيم كه اگر دو دليل با هم تعارض كردند،وظيفه چيست؟نام اين بحث«تعادل و تراجيح»است.پس كتاب ما در پنج جزء ارائه مىشود؛البته همانطورى كه ناشر در پاورقى اشاره نموده،جناب مظفر از اين طريقه عدول نموده و مباحث تعادل و تراجيح را در مباحث حجت داخل نموده است كه فلسفۀ آن در اول«مباحث حجت» بيان خواهد شد.