شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٤٨ - ٧- الفور و التراخى
و بخشش گناهان است كه مختص به خداوند است؛تنها او آمرزنده است وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّٰهُ ، إِنَّ اللّٰهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً .و معناى مجازى آن،فعل مأمور به و اتيان به مأمور به است و قرينهاش قرينۀ سببيت و مسببيت است كه اتيان به مأمور به سبب است و مغفرت الهى مسبب است و در اين آيه،معناى مجازى اراده شده چون معناى حقيقى مخصوص خداوند است و سرعت گرفتن عبد به سوى فعل خدا محال است.پس معنا ندارد كه خدا بفرمايد: سٰارِعُوا إِلىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ .
٢.كلمۀ «سٰارِعُوا» در آيۀ شريفه،فعل امر است و قبلا ثابت شد كه صيغۀ افعل، ظهور در وجوب دارد منتهى به حكم عقل.
با توجه به اين دو مقدمه مىگوييم:
١.سارعوا فعل امر است و هر فعل امرى ظهور در وجوب دارد.پس سارعوا ظهور در وجوب دارد«اى يجب المسارعة الى سبب المغفرة».
٢.يجب المسارعة الى سبب المغفرة و اتيان المأمور به سبب المغفرة فيجب المسارعة الى اتيان المأمور به(و هو مساوق للفورية).
ب.آيۀ استباق در سورۀ بقره،آيۀ ١٤٨ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرٰاتِ :
١.استبقوا فعل امر است و قبلا ثابت شد كه فعل امر،ظهور در وجوب دارد منتهى به حكم عقل نه وضع يا اطلاق.
٢.كلمۀ الخيرات،جمع با«الف و لام»است و شامل كليۀ خيرات مىشود بعمومه؛ و از جمله خيرات و بلكه مصداق كامل خيرات،اتيان به مأمور به است.
با توجه به اين مقدمتين مىگوييم:
١.استبقوا فعل امر است و هر فعل امرى ظهور در وجوب دارد.پس استبقوا ظهور در وجوب دارد(اى يجب الاستباق الى الخيرات).
٢.يجب الاستباق الى الخيرات و اتيان المأمور به من الخيرات فيجب الاستباق الى اتيان المأمور به(و هو مساوق للفورية).
جواب:جناب مظفر،از استدلال به هر دو آيه،دو جواب مىدهند:
١.اسباب مغفرة در آيۀ اول،هم شامل واجبات مىشود و هم شامل مستحبات،