شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٩٩ - باب اول مشتق
باب اول:مشتق
عنوان بحث.آيا مشتق،در خصوص آن ذاتى كه متصف و متلبس به مبدأ باشد در حال حاضر حقيقت است و در آن ذاتى كه در گذشته متلبس به اين صفت بوده و اكنون اين اتصاف و تلبس منقضى گشته و سپرى شده مجاز است؟يا اينكه حقيقت است در هر دو،هم در ما تلبس و هم در ما انقضى عنه التلبس؟به تعبير ديگر،براى خصوص ما تلبس بالمبدا فى الحال وضع شده و يا براى اعم از ما تلبس و از ما انقضى عنه التلبس وضع شده است؟
مفردات بحث:١.مشتق يا وصف عنوانى:در بحث بعدى،معنا خواهيم كرد.مثل عالم،مسافر،...٢.ذات:يعنى آن شيئى كه موصوف به اين صفت است.مثل زيد، عمرو...٣.تلبس:يعنى اتصاف اين ذات به آن صفت،٤.مبدأ يا مشتق منه عبارت است از آن خصوصيت و صفتى كه در ذات هست كه به خاطر آن خصوصيت،اين عنوان مشتق برآن ذات حمل مىشود.مثل علم،سفر،...كه مبدأ عالم و مسافر است، ٥.فى الحال(خواهد آمد كه مراد از اين حال،چه حالى است).
با دانستن مفردات بحث،مىگوييم:حمل مشتق بر ذات يا صدق مشتق بر ذات و يا استعمال آن در ذات و يا اطلاق مشتق بر ذات،بر سه نحوه است:
اول.استعمال مشتق در ذاتى كه بالفعل،متصف به اين صفت و متلبس به اين مبدأ است.مثلا زيد الآن به مسافرت مىرود و در حال سفر است.شما مىگوييد:زيد مسافر،يا زيد كاتب،...