شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٣٦ - تقابل مطلق و مقيد
مقيد است يعنى پايبند دارد و رها نيست.
حال،بحث ما در اطلاق و تقييدى است كه نسبت داده مىشود به الفاظ كه مىگوييم:فلان لفظ،مطلق است و لفظ ديگر،مقيد است.البته اطلاق و تقييد،اولا و بالذات صفت معناست يعنى معناى مطلق و يا مقيد است چنانكه عام و خاص هم اولا و بالذات صفت معناست و هكذا حسن و قبح،و هكذا كلى و جزيى،و هكذا مجمل و مبين،معناست كه كلى است يا جزيى،حسن است يا قبيح و...اما ثانيا و بالعرض به خود الفاظ نسبت داده مىشود و مىگوييم آن لفظ،قبيح و ركيك است،اين لفظ حسن و زيباست.پس اطلاق و تقييد الفاظ،به لحاظ معناى آنهاست نه به صرف لفظ قطع نظر از معنا.
تذكر ٤.اطلاق و تقييد(مثل عام و خاص)از امور اضافى و نسبى است يعنى يك لفظ،نسبت به افرادى كه داخل در تحت عنوان او هستند،اطلاق دارد اما همين لفظ، نسبت به لفظ ديگرى كه وسيعتر است،مقيد است.
مثلا:اكرم انسانا مطلق است به لحاظ افرادش ولى اكرم انسانا عالما،نسبت به اكرام انسانا،مقيد است و شامل افراد جاهل نمىشود و همين اكرم انسانا عالما،نسبت به افراد عالم،مطلق است و شامل عالم عادل و فاسق،هاشمى و غير هاشمى،صرفى و نحوى و غيره و...مىشود على البدل يعنى يك فرد از افراد عالم را كه اكرام كنى، امتثال حاصل مىشود،خواه آن يك فرد،عالم عادل باشد يا فاسق...و هكذا.
تذكر ٥.ما مىتوانيم از استقرار و تتبع موارد استعمال لفظ مطلق،تعريف جامعترى را براى شما عرضه كنيم و آن اينكه:
مقدمه:اطلاق داراى چند دسته تقسيم است:
١.اطلاق شمولى و بدلى
٢.اطلاق در مفردات و در جمل
٣.اطلاق احوالى و افرادى
فعلا دربارۀ اطلاق احوالى و افرادى كار داريم:
اطلاق افرادى در موردى است كه افراد معتمدى در كار است و اين مطلق،قابل