شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٦٤ - ١- الفاظ عموم
جناب مظفر مىگويد:به نظر ما جمع و مفرد محلى به لام يا مضاف،در صورتى كه فرد يا افراد معهودى از آن اراده نشده باشد،افاده مىكنند عموميت و شمول را؛با اين تفاوت كه عموميت در جمع محلى به الف و لام،بالوضع است به دليل تبادر؛يعنى واضع،هيئت جمع با ال را براى دلالت بر عموم و شمول وضع كرده است.
اما در مفرد محلى به لام،اين عموميت از راه اطلاق و مقدمات حكمت است و تفاوت ديگرى با يكديگر ندارند.
و قد توهم:بعض از علما(كه ظاهرا خطيب قزوينى،در«تلخيص المفتاح،بحث مسند اليه»باشد)خواستهاند فرق ديگرى هم بين عموم جمع و عموم مفرد بگذارند و آن فرق اين است كه گفتهاند:
عموم جمع عبارت است از:كل جماعة جماعة.يعنى اگر گفت:اكرم العلماء، مكلف بايد در هربارى ،جماعتى از علما را كه حد اقل سه نفر باشند يا دو نفر،اكرام نمايد تا يك امتثال صدق كند.
و اگر در هر مرتبه يك نفر را اكرام نمود،امتثال حاصل نمىشود و معناى اكرم العلماء اين است كه:اكرم كل جماعة جماعة من العلماء،نظير عموم تثنيه كه اگر مولى گفت:اكرم كل عالمين،معنايش اين است كه:اكرم كل اثنين اثنين من العلماء.پس اگر يك نفر را اكرام كرد،امتثال نكرده و بايد دو نفر را اكرام كند،به خلاف عموم مفرد كه به معناى كل فردفرد است.
منشأ اين توهم:
گفتهاند:ما بايد معناى مفرد و تثنيه و جمع را(كه مدخول ادات عموم واقع مىشوند)حساب كنيم:
مفرد بر يك فرد دلالت مىكند.تثنيه،بدون ادات عموم،بر دو فرد دلالت مىكند.
جمع،دلالت بر جماعت و گروه مىكند كه حد اقل ٢ يا ٣ نفر به بالا باشد.
آنگاه،ادات عموم هم كارى كه مىكند،اين است كه:افاده مىكند عموميت مدخول خودش را.پس اگر مدخولش مفرد باشد(مثل:اكرم كل عالم)كل افاده مىكند عموميت را به لحاظ كل فردفرد.و اگر مدخولش تثنيه باشد(مثل:اكرم كل عالمين)