شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٥٥ - باب پنجم عام و خاص
باب پنجم:عام و خاص
باب پنجم از ابواب مباحث الفاظ،باب مهم و پرثمر عام و خاص است.در اين باب، يازده بحث اصلى داريم كه به ترتيب مطرح مىشود.
ابتدا چهار اصطلاح را معنا مىكنيم:
الف.عام،ب.خاص،ج.تخصيص،د.تخصص
عام و خاص،از اصطلاحاتى هستند كه مفهومشان بديهى و روشن است و نياز به تعريف ندارد بلكه هر انسانى معناى اين دو اصطلاح را مىفهمد.بنابراين،تعريفى كه براى اين دو اصطلاح ذكر مىكنيم،فقط تعريف لفظى است و از باب تبيين لفظى و عبارتى به لفظ و عبارت آسانتر است وگرنه تعريف ماهوى ندارند و بالنتيجه اشكالها و جوابها به اينكه اين تعريف جامع افراد يا مانع اغيار نيست،مورد ندارد.
حال،مراد از عام چيست؟
عام عبارت است از آن لفظى كه مفهوم و معناى آن لفظ شامل شونده و فراگيرنده باشد تمام افراد و مصاديقى را كه عنوان عام بر آنها قابل انطباق و صدق است.
مثلا:عنوان«كل انسان»عام است يعنى شامل مىشود هر فردى را كه عنوان انسان بر او صدق مىكند.يا«كل شىء»عام است و شامل مىشود هر مصداقى را كه عنوان شىء بر او منطبق است(اعم از جمادات،نباتات،حيوانات،انسانها و...)
بعد مىفرمايد:و گاهى لفظ«عام»بر خود حكم اطلاق مىشود يعنى گفته مىشود كه اين حكم،عام است به اين اعتبار كه تمام افراد موضوعش را شامل مىگردد و در