شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٥٠ - ٢- دلالت تنبيه
حضرت فرمود:اعد الصلاة،يعنى بايد نمازت را اعاده كنى.از اين كلام فهميده مىشود كه شك مذكور علت بطلان نماز است و علت حكم به وجوب اعاده است.
٢.شخصى به خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيد و عرضه داشت:هلكت و اهلكت واقعت اهلى فى نهار شهر رمضان.هم خودم را هلاك كردم و هم همسرم را زيرا در روز ماه رمضان با او مباشرت نمودم.چه كنم؟حضرت فرمود:
كفر:يعنى كفاره بده.از اين كلام فهميده مىشود كه مواقعه و مجامعت علت وجوب كفاره است در صوم واجب.
٣.شخصى به امام عرض كرد:بعت السمك فى النهر.يعنى تمام ماهيان دريا را فروختم.يا مثلا:بعت الطير فى السماء.يعنى تمام پرندگان هوا را فروختم.
حضرت فرمود:بطل البيع؛اين معامله باطل است.از اين كلام فهميده مىشود كه قدرت بر تسليم مبيع،شرط صحت معامله است و اين شخص قدرت بر تسليم ماهيان دريا و پرندگان فضا را ندارد؛لذا معاملهاش باطل است.
٤.شخصى به امام عرض مىكند كه من در نماز،سوره نخواندم.چه كنم؟امام مىفرمايد:بطلت الصلاة.از اين مىفهميم كه سوره جزء نماز است.
٥.شخصى سؤال مىكند كه من در حمام نماز خواندم؛صحيح است يا خير؟
حضرت مىفرمايد:لا تعيد.يعنى اعاده لازم نيست.از اين كلام فهميده مىشود كه بودن در حمام،مانع از صحت صلاة نيست.و هكذا امثلۀ ديگرى نيز وجود دارد.
٦.شخصى در مكان غصبى نماز خوانده.امام مىفرمايد:تعيد.از اين فهميده مىشود كه بودن در مكان غصبى،مانع صحت نماز است.
سه.از همين باب دلالت تنبيه است آنجا كه متكلم در كلامش دو فعل يا بيشتر ذكر مىكند و يكى را با متعلقاتش و بند و بيلش ذكر مىكند و ديگرى بدون متعلق؛و به وسيلۀ آنكه متعلقش ذكر شده،دلالت مىكند بر برخى از متعلقات فعل ديگر.
مثلا مىگويد:وصلت النهر و شربت.رسيدم به آب و آشاميدم.اينجا دو چيز فهميده مىشود:
الف.مشروب او ماء بود.