شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٢ - تعريف علم اصول فقه
٤.تقسيمبندى مباحث علم اصول فقه.
در اينجا به توضيح و تبيين اين امور مىپردازيم.
تعريف علم اصول فقه
«هو علم يبحث فيه عن قواعد تقع نتيجتها فى طريق استنباط الحكم الشرعى»؛
علم اصول فقه،علمى است كه در آن،از يك سلسله قوانين و قواعد كلى كه نتيجۀ آنها در طريق و راه استنباط حكم شرعى واقع مىشود،بحث مىكند.
در اين تعريف،شش نكته نهفته است كه بايد ملاحظه و بررسى شود:
الف.كلمۀ«علم»؛اين كلمه به منزلۀ جنس تعريف است و كليۀ علوم را دربر مىگيرد.
ب.كلمۀ«قواعد»؛اين كلمه اشاره دارد به آنكه ما،در علم اصول،از يك سرى قوانين و دستورالعملهاى كلى و فراگير و جهانشمول بحث مىكنيم و حوادث شخصى و جزئى،از موضوع بحث ما خارج است.اين كلمه به منزلۀ فصل اول تعريف است و علومى را از قبيل علم رجال و جغرافيا و...از محل بحث خارج مىسازد.
به عنوان نمونه،در علم رجال،از عدالت يا فسق،مدح يا ذم،توثيق و يا تفسيق راويان سخن گفته مىشود. ١تمام اينها مربوط به اشخاص و افراد خاصى بوده و كليت ندارند.
ج.كلمۀ«نتيجتها»،منظور از قواعد،همان مسائل مورد بحث در علم اصول است كه عالمى آن را اثبات نموده و دانشمند ديگرى انكار مىكند.آنگاه،نتيجۀ اين مسائل، در طريق استنباط احكام شرعى قرار مىگيرد؛مثلا يكى در باب صيغۀ افعل مىگويد:
صيغۀ افعل،ظهور در وجوب دارد.چنين شخصى هنگامى كه به اوامر قرآن و سنت برخورد مىكند،به وجوب فتوا مىدهد.ديگرى مىگويد:ظهور در استحباب دارد.اين شخص نيز هنگامى كه به امرهاى قرآن و سنت مىرسد،به استحباب فتوا مىدهد و...
١) .موضوع بحث علم رجال،راوىشناسى است در مقابل علم حديث كه به موضوع حديثشناسى مىپردازد.