درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٢٤ - حوزه اصالت واقعيت اجتماعى
اجتماعى و محيط جغرافيايى، رابطه تاثير و تأثر وجود دارد نبايد آن را به اشتباه، رابطه علت و معلول قلمداد كرد. بنابراين، وى برآن است كه محيط، تعيينكننده نهادها نيست بلكه مؤثر بر آنهاست و به هدايت آنها در جهتى معين كمك مىكند. به عبارت ديگر وى به تعدد علل و تأثيرات ممكن، مقر است. بنابراين در تحليل نظرات منتسكيو بايد از ابزار نظرى يكسو نگرانه مبتنى بر جبر جغرافيايى بپرهيزيم.[١]
تورشتاين وبلن: «لوئيس كوزر» در كتاب «بزرگان انديشه جامعهشناسى» ديدگاه تطورگرايانه «تورشتاين وبلن» را درباره نهادهاى اجتماعى چنين بيان مىكند:
" از نظر «تورشتاين وبلن» نهادها، خوشههايى از عادات و رسوماند كه اجتماع، تصويبشان كرده است. يك نهاد، ماهيتى عرفى دارد كه خوگرفتن و پذيرش عمومى، آن را بديهى و گريزناپذير ساخته است. «وبلن» بر اين نظر بود كه تكامل جوامع بشرى را بايد بعنوان فراگرد گزينش طبيعى نهادها درنظر گرفت و نهادها نه تنها نتيجه يك فراگرد گزينشى و تطبيقىاند كه همان خودنگرشها و گرايشهاى رايج و مسلط را مشخص مىسازد، بلكه در ضمن روشهاى ويژه زندگى و روابط انسانى نيز به شمار مىآيند.»[٢]
از نظر وبلن نهادها نتيجه فراگرد گذاشتهاند و يك تكنولوژى نوين بر منابع جا افتاده چيره و نهادها را مطابق با نيازهايش تغيير شكل خواهد داد.[٣]
دگره: دكتر محمد توكل در كتاب جامعهشناسى علم خود به تعريف نهاد از نظر دگره(Degree) پرداخته است و در اينباره چنين مىنويسد:
" طرحهاى نهادى يك فرهنگ عبارتند از:
١- نهادهاى اوليه: تعريفكننده آن شيوههاى بنيادى هستند كه بدون آنها جامعه قادر نيست به حيات خود ادامه دهد. مهمترين آنها عبارتند از نهادهاى معيشتى و
[١] - آرون، ريمون- مراحل اساسى انديشه در جامعهشناسى، ت: باقر پرهام، انتشارات انقلاب اسلامى، ١٣٧٠، ص ٤٩.
[٢] - كوزر، منبع پيشين، ص ٣٥٨.
[٣] - همان منبع، ص ٣٦٦.