درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٣٩ - ٢- ايجاد عدالت اجتماعى و حراست از آن
متمادى در كلاسهاى اين مكتب درس خوانده و تعاليم آنرا در فكر و ذهن و عمل خويش مىپروراندند، شكل مىگيرد و از نقطه نظر زيربناى فكرى، به هيچ عنوان نيازمند نيرو و يا عاملى خارجى نبوده است. به لحاظ مسئله رهبرى (كه عمدهترين عامل پيروزى محسوب مىشود)، بطور مشخص و بدون نياز به توضيحى، اندك وابستگى نداشته است.
همچنين از نظر عامل قدرت نيازمند و پشتيبانى خارجى چه از نظر فكرى (كه شرح داده شد) و چه از نظر تبليغاتى و يا تأمين امكانات مبارزه نبوده و هرگز دست نياز به سوى قدرتى نگشوده، نيروهاى انقلاب نيز از ميان تودههاى مردم برخاستند و علم مبارزه را بر دوش كشيدند.
ضمنا، هريك از اين عوامل در ابعاد فكرى رهبرى و انسانى همواره مورد تهديد فيزيكى و تبليغاتى قدرتهاى خارجى بوده است. با توجه به اين مطلب حفظ و حراست از انقلاب و دستاوردهاى آن، ضرورى مىنمايد و لذا وظيفه سنگينى را به عهده كارگزاران انقلاب در زمينه ايجاد تشكيلات منسجم به منظور پاسدارى از انقلاب و ارزشهاى والاى انقلاب مىگذارد. البته نطفه برخى از نهادها قبل از پيروزى انقلاب و در كشاكش مبارزات بسته شد و پس از انقلاب به شكلى جدىتر و جديدتر تعقيب گرديد.
عمدهترين اهداف يا به عبارت ديگر علل اوليه تشكيل نهادهاى انقلاب عبارتند از:
١- حراست از اسلام و كشور اسلامى و ارزشهاى انقلابى:
در شرايط حساس پس از پيروزى انقلاب كه ارزشها و دستاوردهاى انقلاب اسلامى در معرض توطئهها و حملات داخلى و خارجى چه از نظر سياسى و نظامى و چه به لحاظ فرهنگى و اجتماعى قرار گرفته بود، ناگزير از ايجاد تشكيلاتى به منظور حراست از اين دستاوردها بوديم.
٢- ايجاد عدالت اجتماعى و حراست از آن: