درآمدى بر نظريه نهادى
(١)
مقدمه ناشر
٣ ص
(٢)
مقدمه
٩ ص
(٣)
بخش اول تعاريف و مفاهيم
١٣ ص
(٤)
1- واژه شناسى
١٤ ص
(٥)
2- تعاريف نهاد در حوزه هاى مختلف علمى
١٩ ص
(٦)
2- 1- نهاد در حوزه جامعه شناسى
١٩ ص
(٧)
حوزه اصالت واقعيت اجتماعى
٢٠ ص
(٨)
حوزه اصالت تعريف اجتماعى
٢٥ ص
(٩)
حوزه اصالت رفتار اجتماعى
٢٨ ص
(١٠)
2- 2- نهاد در حوزه روانشانسى
٣١ ص
(١١)
2- 3- نهاد در حوزه مردم شناسى
٣٢ ص
(١٢)
2- 4- نهاد در حوزه علم حقوق
٣٣ ص
(١٣)
2- 5- نهاد در حوزه علوم سياسى
٣٥ ص
(١٤)
1- عامل ساختى
٣٦ ص
(١٥)
2- عامل صور ذهنى جمعى
٣٦ ص
(١٦)
بخش دوم نظريه نهادى
٣٩ ص
(١٧)
مقدمه
٤٠ ص
(١٨)
فصل اول نظريات صاحب نظران حوزه علوم ادارى و مديريت
٤٢ ص
(١٩)
1- نظريه روابط انسانى مايو
٤٢ ص
(٢٠)
2- نظريه بوروكراسى وبر
٤٥ ص
(٢١)
3- نظريه سيستمهاى همكارى بارنارد
٤٧ ص
(٢٢)
5- نظريه سيستم اجتماعى پارسونز
٥١ ص
(٢٣)
تصميمات خط مشى
٥٣ ص
(٢٤)
تصميمات تخصيصى
٥٣ ص
(٢٥)
تصميمات هماهنگى
٥٣ ص
(٢٦)
ارزشهاى حمايتى
٥٣ ص
(٢٧)
6- ديدگاه نهادى سلزنيك
٥٥ ص
(٢٨)
7- ديدگاههاى؛ اسكات، برگر، مى ير، روان، زوكر و گريتس
٦٣ ص
(٢٩)
فصل دوم مفاهيم و اصطلاحات نهادى
٦٧ ص
(٣٠)
1- مفاهيم و اصطلاحات نهادى در حوزه علم ادارى و مديريت
٦٧ ص
(٣١)
سطح نهادمندى
٦٨ ص
(٣٢)
نظام كنشى نهادينه
٦٨ ص
(٣٣)
نهادى كردن
٦٨ ص
(٣٤)
نهادينه شدن
٧٠ ص
(٣٥)
محيط نهادى
٧٠ ص
(٣٦)
نهاده- بر نهاده (نهاد) (تعريف و جايگاه آن در يك سيستم)
٧١ ص
(٣٧)
نهادگرائى
٧٢ ص
(٣٨)
2- تعامل سازمان و محيط
٧٢ ص
(٣٩)
3- تحليل تعامل سازمان و جامعه در بيان مكتب نهادى
٧٩ ص
(٤٠)
فصل سوم فرآيند تحول نظريه نهادى
٨٥ ص
(٤١)
2- نهادگرايان در نيمه دوم قرن بيستم (1950- 1970)
٩١ ص
(٤٢)
3- نهادگرايان جديد ( 1970)
٩٣ ص
(٤٣)
فصل چهارم شيوه مطالعه و تجزه و تحليل سازمان در مكتب نهادى
٩٥ ص
(٤٤)
1- سازمان به عنوان كل
٩٥ ص
(٤٥)
2- نگرشهاى حاكم بر مطالعه ساختار سازمانى
٩٨ ص
(٤٦)
3- نگرش فراظاهر در مكتب نهادى
١٠٧ ص
(٤٧)
4- حيطه مطالعات مكتب نهادى
١١٣ ص
(٤٨)
فصل پنجم جمع بندى نظريه هاى مكتب نهادى در علوم ادارى و مديريت با استفاده از مبحث نهاد در ساير حوزه ها
١١٦ ص
(٤٩)
چگونگى پيدايش نهاد
١١٦ ص
(٥٠)
طبقه بندى ويژگيهاى نهادها (براساس ديدگاه صاحب نظران)
١١٧ ص
(٥١)
وجوه تمايز نهادها
١٢١ ص
(٥٢)
1- دستاوردهاى مكتب نهادى
١٢٢ ص
(٥٣)
تعريف نهادى سازمان
١٢٢ ص
(٥٤)
تداوم تاريخ و حيات طبيعى سازمان
١٢٣ ص
(٥٥)
تأكيد بر تأثيرات محيط
١٢٥ ص
(٥٦)
2- مشكلات و محدوديتهاى مكتب نهادگرا
١٢٧ ص
(٥٧)
بخش سوم انقلاب اسلامى و نهادها
١٢٩ ص
(٥٨)
مقدمه
١٣٠ ص
(٥٩)
فصل اول بررسى جايگاه و روند شكل گيرى نهادهاى انقلاب اسلامى با تأكيد بر جهاد سازندگى
١٣٤ ص
(٦٠)
1- اوضاع اجتماعى- سياسى قبل از انقلاب اسلامى
١٣٤ ص
(٦١)
2- تعريف نهاد انقلاب اسلامى
١٣٦ ص
(٦٢)
3- علل پيدايش نهادهاى انقلاب
١٣٨ ص
(٦٣)
1- حراست از اسلام و كشور اسلامى و ارزشهاى انقلابى
١٣٩ ص
(٦٤)
2- ايجاد عدالت اجتماعى و حراست از آن
١٣٩ ص
(٦٥)
3- حفظ و حراست از دستاوردهاى انقلاب
١٤٠ ص
(٦٦)
4- جلوگيرى از پديدآمدن ركورد و سستى در انجام كليه امور كشور
١٤٠ ص
(٦٧)
5- سرعت بخشى در ارائه خدمات به مردم
١٤١ ص
(٦٨)
6- رسيدگى به محروميتهاى مردم
١٤١ ص
(٦٩)
7- رسيدگى به دردهاى مشقت ديدگان دوران انقلاب
١٤١ ص
(٧٠)
8- پاسخگويى به نيازهاى مردم انقلابى براساس مكتب انقلاب
١٤١ ص
(٧١)
9- تلاش در جهت رفع وابستگى اقتصادى و تأمين استقلال و خودكفائى كشور
١٤٢ ص
(٧٢)
10- ساير
١٤٢ ص
(٧٣)
فصل دوم نگاهى گذرا به يك پژوهش گسترده در حوزه ادبيات نهادى «نهادگرائى و جهادسازندگى»
١٤٣ ص
(٧٤)
مقدمه
١٤٣ ص
(٧٥)
سؤالات اصلى پژوهش
١٤٥ ص
(٧٦)
اهداف پژوهش
١٤٥ ص
(٧٧)
اهداف نظرى
١٤٥ ص
(٧٨)
اهداف اجرائى
١٤٦ ص
(٧٩)
ضرورت انجام پژوهش
١٤٦ ص
(٨٠)
مراحل شناخت ويژگيهاى جهادسازندگى
١٤٧ ص
(٨١)
1- بررسى نوشته ها و تحقيقات مربوط به نهاد در حوزه هاى مختلف علمى با تأكيدبر حوزه مديريت و سازمان (مفهوم سازى دستگاهى)
١٤٧ ص
(٨٢)
2- بررسى ويژگيهاى نهادى جهادسازندگى (مفهوم سازى عملى مجزا)
١٤٧ ص
(٨٣)
شاخص ها و معرف هاى نهادگرايى
١٥٠ ص
(٨٤)
1- شاخص ارزش مدارى
١٥٠ ص
(٨٥)
2- شاخص پويايى
١٥٠ ص
(٨٦)
3- شاخص خودباورى
١٥٠ ص
(٨٧)
4- شاخص استمرار
١٥٠ ص
(٨٨)
5- شاخص مردم گرايى
١٥١ ص
(٨٩)
6- شاخص نوآورى
١٥١ ص
(٩٠)
7- شاخص دين محورى
١٥١ ص
(٩١)
8- شاخص ولايت محورى
١٥١ ص
(٩٢)
9- شاخص انعطاف پذيرى
١٥٢ ص
(٩٣)
10- شاخص فرهنگ خاص سازمانى
١٥٢ ص
(٩٤)
روش مطالعات موردى بر مبناى اسناد و مدارك
١٥٣ ص
(٩٥)
روش مطالعات ميدانى
١٥٤ ص
(٩٦)
نتايج، دستاوردها و پيشنهادهاى پژوهش
١٥٦ ص
(٩٧)
1- نتايج مطالعات موردى جداول مربوط به شكل اول مدل افزار تحليلى نمودهاى عينى ويژگى هاى نهادى در جهادسازندگى
١٥٦ ص
(٩٨)
2- نتايج مطالعات ميدانى
١٧١ ص
(٩٩)
دستاوردهاى پژوهش
١٧٢ ص
(١٠٠)
پيشنهادها
١٧٤ ص
(١٠١)
«بيانيه آرمانى»
١٨١ ص
(١٠٢)
منابع و مآخذ
١٨٣ ص
 
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص

درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١١٠ - ٣- نگرش فراظاهر در مكتب نهادى

به دلائل ديگرى معلوليت جدى پيدا كرده‌اند باشند، توجه اين مؤسسات به آنها كمتر خواهد بود. در عوض، آنان «نابينايان مطلوب» يعنى نابينايان جوانى كه شانسهاى شغلى چندى دارند را ترجيح مى‌دهند زيرا اخذ پول از آنها آسانتر مى‌باشد. اين مؤسسات با جلب دلهاى افراد خوش قلب و تطميع و وعده‌دادن به افراد سخت دل، منابع مالى فراهم مى‌كنند. بهرحال شمار نابينايان مطلوب آنقدر زياد نيست و لذا اين مؤسسات بناچار بر سر تصاحب اين شمار اندك با يكدگر رقابت مى‌كنند. اين مؤسسات تلاش مى‌كنند به جاى دادن استقلال به نابينايان بعنوان بخشى از افراد خودگردان جامعه، هدف اصلى خود را وابسته ساختن آنها به مؤسسات قرار دهند.

ديويد سادنو با نگاهى بر رويه‌هاى قضايى در يك ناحيه پرتمركز شهرى از «وست كوست» دريافته است كه رويه‌هاى استماع گزارش اتهامات افراد متهم جرائم كيفرى، كاملا شبيه يك خط توليد انبوه بوده است. دادايار و وكلاى مدافع (خوانده دادگاه)، بطور معمول، افرادى كه بايد از ايشان دفاع مى‌شد را بر مبناى اعتماد ظاهرى رده‌بندى كرد. خوانده‌ها را متقاعد مى‌ساختند كه بايد هزينه‌هايى نزديك به آنچه افراد بازداشتى مى‌پردازند را تقبل كنند و بالاخره اينكه بايد ديدگاه و اطلاعاتى راجع به رويه و روندهاى تنفيذ آنها را داشته باشند. هريك از خوانده‌ها از نزديك وكيل مدافع، نزد وكيل مدافع ديگرى فرستاده‌شده و نيز جهت اتمام روند قضايى از يك مرحله به مرحله ديگر عبور مى‌كردند. اما هيچگاه براى پرداخت هزينه‌ها توجيه كافى و ربط وثيق نمى‌يافتند اگر يكى از خوانده‌ها اعتراض كرده و مى‌خواست هزينه‌ها را نپردازد، يك گروه ويژه از داديارها، مورد وى را از سر انتقام و تلافى بررسى كرده و اشكال تراشى مى‌كردند. بدينگونه منافع ناشى از افزايش كارآيى و تسريع روندهاى قضايى افزايش مى‌يافت اما آنچه اساسا منتفى مى‌شد عدالت بود.

تحليل‌هاى مشابهى از زندانها، مدارس بازپرورى و بيمارستانهاى عقب‌افتادگان ذهنى انجام گرفته است.

در مطالعه «گرى و مسلى» در خصوص سيستم خدمات گزينشى در اواسط دهه‌