امامت در قرآن
(١)
فهرست
٥ ص
(٢)
مقدمه
٧ ص
(٣)
گفتاراول مفهوم امامت از منظر قرآن
١٥ ص
(٤)
ويژگىهاى امامت در قرآن كريم
١٨ ص
(٥)
امامت و حقيقت توحيد
٣١ ص
(٦)
آيات عبادت
٣٢ ص
(٧)
آيات امر
٣٤ ص
(٨)
آيات حكم
٣٥ ص
(٩)
آيات ملك
٣٥ ص
(١٠)
گفتاردوم امامت و گزينش الهى در قرآن كريم
٤٥ ص
(١١)
آيات امر
٤٩ ص
(١٢)
آيات حكم
٥٢ ص
(١٣)
آيات ملك
٥٣ ص
(١٤)
آيات ولايت
٦٠ ص
(١٥)
آيات اطاعت
٦٣ ص
(١٦)
آيه اختيار
٦٧ ص
(١٧)
آيه تحكيم
٧٣ ص
(١٨)
آيات ايتاء
٧٦ ص
(١٩)
گفتارسوم نص برامامان(عليهم السلام) وگزينشالهىآنان درقرآنكريم
٩١ ص
(٢٠)
نصوص عام
٩٥ ص
(٢١)
نصوص خاص بر امامت برگزيدگان آلابراهيم(ع)
١٠٣ ص
(٢٢)
نصوص دال بر امامت اهل بيت(عليهم السلام)
١٢٣ ص
(٢٣)
3 - 1 آيه ولايت
١٢٦ ص
(٢٤)
3 - 2 آيه تطهير
١٢٨ ص
(٢٥)
3 - 3 آيه مودت
١٣٤ ص
(٢٦)
3 - 4 آيه تبليغ
١٤٢ ص
(٢٧)
3 - 5 آيات شهادت
١٤٧ ص
(٢٨)
يك خدا در هر امتى، گواه دارد
١٤٨ ص
(٢٩)
دو ويژگىهاى گواهان
١٤٩ ص
(٣٠)
سه شهادت رسول خدا(ص) بر مسلمانان، در عصر نبوت
١٥٤ ص
(٣١)
چهار شاهدى كه پس از رسول خدا(ص) مىآيد
١٥٥ ص

امامت در قرآن - اراکی، محسن - الصفحة ١٤٧ - ٣ - ٥ آيات شهادت

مى‌گفت: خدايا اگر آنچه محمد مى‌گويد حق است، پس بر ما سنگى از آسمان فرو بفرست يا عذابى دردناك بر ما نازل كن. پس هنوز به مركبش نرسيده بود كه خدا، سنگى به سوى او فرو فرستاد كه به سرش اصابت كرد و از مخرجش خارج شد و سپس خداى متعال اين آيه را نازل نمود: تقاضا كننده‌اى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد. اين عذاب مخصوص كافران است، و هيچ كس نمى‌تواند آن را دفع كند، از سوى خداوند ذى المعارج [خداوندى كه فرشتگانش بر آسمان‌ها صعود و عروج مى‌كنند][١]»[٢].

٣- ٥. آيات شهادت‌

اين آيات نشان مى‌دهد كه خداى عزوجل در هر عصرى، رهبرانى دارد كه گواه بر كتاب خدا و مؤمنان هستند، و خدا آنان را به عنوان امامان مردم منصّوب كرده و آنان در ميان مردم بر اساس آنچه خدا نازل فرموده است، حكم مى‌كنند.

همچنين اين آيات، حاكى از آن است كه پيامبر، شاهد بر امت خويش است و پس از ايشان نيز شاهدانى بر مسلمانان وجود دارد. قرآن اين‌


[١] . سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ\* لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ\* مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ. سوره معارج: ١- ٣.

[٢] . اين حديث را علامه شبلنجى در كتاب نور الابصار فى احوال على صفحه ٧١ از ثعلبى نقل كرده است، حلبى نيز در جلد سوم السيرة الحلبية، صفحه ٢٧٤ در ضمن روايات« حجة الوداع»، اين روايت را نقل كرده است.