امامت در قرآن - اراکی، محسن - الصفحة ٤٠ - آيات ملك
داده است، از او سلب شود؛ اگر چه به دليل گردن ننهادن مردم به حكم او در عمل فرصت حكومت، براى او ايجاد نشده است.
به ديگر سخن رأى و نظر مردم براى قدرت بخشيدن و اجرايى شدن حكومت الهى، لازم و ضرورى است اما مشروعيت حكومت، وابسته به رأى و نظر مردم نيست؛ زيرا اساساً منبع مشروعيّت، منبعى قبل از مردم است، چون مشروعيت به معناى حقانيت و عدالت است و حقانيت و عدالت نمىتواند تابع خواست و اراده مردم باشد بلكه اين خواست و اراده مردم است كه بايد تابع حق و عدل باشد و همين جهت است كه انسانها را در برابر حق و عدل مسئول و پاسخگو مىكند. انسانها مسئولند كه به حق و عدل عمل و آن را اجرا كنند و لذا آنچه به ملت مربوط مىشود، تمكين به فرمانرواى مشروع و قدرت بخشيدن به او و يارى او جهت برپايى حكومت عدل در عالم خارج است، طبيعى است كه اگر اطاعت و يارى آنها از حاكم نباشد هر اندازه كه حاكميت حاكم و فرمانروايى او مشروعيت داشته باشد و به هر مرتبه كه فرمانروا، شايستگى فرمانروايى داشته باشد و براى حكومت شايسته و لايق باشد عملًا كارى از او ساخته نيست و نمىتواند حكومت را بر پا كند.
يكى از تفاوتهاى اساسى جهانبينى الهى با جهانبينى مادى كه به هيچ خدايى در عالم اعتقاد ندارد، همين مطلب است. ما معتقديم پيش از اينكه مردم بخواهند چيزى را به عنوان حق و عدل انتخاب كنند، حق و عدل وجود دارد و مردم مىتوانند- با ابزار عقل و فطرت انسانى خود-