امامت در قرآن - اراکی، محسن - الصفحة ٣٩ - آيات ملك
وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ
و بگو: ستايش براى خداوندى است كه نه فرزندى براى خود انتخاب كرده، و نه شريكى در مُلك و فرمانروايى دارد[١].
اين بدان معناست كه كسى كه معتقد است غيرخدا، حقّ سلطنت و حقّ تعيين و نصّب و امر و نهى دارد، در واقع براى خدا- در مُلك او- شريك قرار دادهاست و اين شرك، همان شرك در طاعت است كه به نصّ قرآن كريم به هيچ وجه پذيرفته نيست. آرى، رأى و انتخاب مردم، براى برپايى حكومت الهى ضرورى است. به اين معنى كه لازم است آنها گِرد رهبر الهى جمع شوند و او را يارى رسانند تا او بتواند عدل را بر پا دارد. پس حكومت الهى و سلطه پيامبران فقط با اراده و اهتمام مردم و يارى رساندن آنان به رهبران الهى تحققپذير است. اما منبع مشروعيت اين مُلك و سلطنت، منحصراً خداى سبحان است كه مُلك تنها براى اوست و او هر كس را بخواهد براى اين جايگاه عظيم و مسئوليت خطير برمىگزيند.
چه بسا حاكمى از طرف خداى سبحان منصّوب شود، ولى مردم او را اطاعت و يارى نكنند و تسليم سلطنت او نشوند؛ اما اين بدين معنا نيست كه مشروعيّت فرمانروايى و مُلكى كه خداوند متعال با نصّب او براى حكومت بر مردم به او عطا كرده و او را امام و حاكم شرعى مردم قرار
[١] . سوره اسراء: ١١١.