امامت در قرآن - اراکی، محسن - الصفحة ١٢ - مقدمه
«بيمارى بر پيامبر چيره گشته، ما به نوشته نياز نداريم و كتاب خدا ما را بس است»![١] از اين رو اگر چنين سخنانى، از كسانى كه از نزديكان پيامبر (ص) به حساب مىآمدند به گوشها مىرسيد، حتماً باب تشكيك در شخص رسول خدا (ص) و رسالت آن حضرت گشوده مىشد و اين به معناى نابودى اسلام و فروپاشى اركان دين بود.
از طرفى تسامح رهبران الهى نسبت به بيان اين ركن مهم دين نيز، آينده جامعه اسلامى را در معرض نتايج تلخى قرار مىداد، كه خطر آن از نابودى اصل دين كمتر نبود؛ از اين رو رهبران الهى مىبايست راه ميانهاى در پيش مىگرفتند كه هم آنان را از خطر مواجهه مستقيم با حكومت، مصون بدارد و هم بتوانند وحى الهى درباره امامت و رهبرى را، نشر دهند؛ بنابراين آنها- و همچنين آن دسته از صحابيان مقرب رسول خدا (ص) كه بر ايمانشان پايدار مانده بودند- احاديث رسول خدا (ص) درباره امامت را به شكلى آرام و نرم، در ميان مردم نشر دادند تا موجب تحريك و حساسيت حكومت نشود. برخى از اين روايات، احاديثى بود كه رسول خدا (ص) در آنها حقايق و مفاهيم قرآنى درباره امامت را كاملًا تبيين كرده بود و برخى ديگر، راواياتى بود كه به تطبيق آيات قرآن در اينباره مىپرداخت.
[١] . بخارى، كتاب العلم، باب العلم، ج ١، ص ٢٢- ٢٣.