امامت در قرآن - اراکی، محسن - الصفحة ٥٨ - آيات ملك
بنابراين مىبايست اراده مردمى در يارى و اطاعت وجود داشته باشد كه رهبرى الهى به يارى آن قدرت يافته و نقش رهبرى خويش را ايفا كند.
نظريه نصّ كه ما به آن معتقديم و قرآن به آن تصريح دارد حكومت را فقط مخصوص خداى متعال مىداند و معتقد است: حكومت به طور مطلق جز از طريق نصّب الهى، مشروعيت ندارد. نصّب و گزينش الهى مشروعيت و عدالت حكومت و فرمانروايى را تأمين مىكند؛ اما مقبوليت مردمى سخن ديگرى است. مردم در نظام حكومتى مبتنى بر امامت، جايگاه خاص خودشان را دارند كه همانا اعطاى قوت و قدرت به سلطنت الهى است تا اين سلطه بتواند نقش رهبرى خود را ايفا نمايد.
به عبارت ديگر، معناى اينكه امامت و مُلك فقط از آن خداست، اين است كه مشروعيت مُلك و رهبرى سياسى جز از جانب خداى متعال به دست نمىآيد، ولذا مىبايست نصّى الهى براى رهبر وجود داشته باشد تا به او حقِ زمامدارى مسلمانان را بدهد. بنابراين رهبر، مشروعيت و حقانيت رهبرى را جز از طريق نصّ الهى به دست نمىآورد؛ اما اين رهبر، چه زمانى خواهد توانست حكومت خدا را بر زمين بر پا كرده و مردم را رهبرى كند؟ زمانى كه مردم حكومت او را بخواهند و او را يارى كنند؛ در نتيجه نقش امت و ملت، نقش قدرت بخشيدن و يارى نمودن است، ولى مشروعيت و حقانيت حكوميت و فرمانروايى تنها با تعيين و گزينش الهى تحقق مىپذيرد.
از ديگر آيات مُلك، مىتوان به آيات زير اشاره كرد: