امامت در قرآن - اراکی، محسن - الصفحة ٤١ - آيات ملك
ضرورت تسليم در برابر آن را ادراك كنند؛ اما در طرف مقابل، جهان بينى مادى قائل به وجود هيچ حق و عدلى قبل از انتخاب مردم نيست. اين ديدگاه، اخلاق و ارزشها را از ريشه و اساس نابود مىكند؛ زيرا اگر وجود حق و عدل را پيش از اختيار و گزينش بشر نفى كنيم ديگر ارزشهاى اخلاقى يا آرمانهايى كه سزاوار است مردم از آنها تبعيت كنند و مصلحان، بشريت را به سوى آنها فرا بخوانند، معنى نخواهد داشت؛ بلكه ارزشها و آرمانها، آن چيزهايى خواهد بود كه مردم، خود بر مىگزينند و فرقى نخواهد كرد كه چه كسانى چه چيزى را انتخاب كنند. به عنوان مثال، اگرگروهى از مردم به تحريك مفسدان و مستكبران، بر كشتن صالحان و پيامبران، اتفاق نظر پيدا كنند- همانطور كه در بسيارى از دورههاى تاريخ، چنين اتفاقى به وقوع پيوسته است- به هيچ روى از لحاظ اخلاقى، محكوم نخواهند بود؛ زيرا اين امر را خود مردم خواستهاند و هر چه مردم بخواهند حق و مشروع است! در چنين پندارى جايى براى رسالت مصلحان و اخلاقيون و مربيان بشر نيست، بلكه اخلاق و ارزشها در جامعه انسانى پوچ و بىمعنا مىشود و در وراى اوضاع فردى و اجتماعى بشر، هيچ هدفى كه مصلحان در پى آن باشند يا مقصدى كه اخلاقيون و مربيان به آن دعوت كنند، وجود نخواهد داشت.
به هر حال يكى از آشكارترين امورى كه وجدان بشرى و ضمير انسانى به آن حكم مىكند، وجود ارزشها و آرمانهايى است كه پيش از اراده و انتخاب انسان وجود دارد كه به آن حق و عدل، گفته مىشود و