امامت در قرآن
(١)
فهرست
٥ ص
(٢)
مقدمه
٧ ص
(٣)
گفتاراول مفهوم امامت از منظر قرآن
١٥ ص
(٤)
ويژگىهاى امامت در قرآن كريم
١٨ ص
(٥)
امامت و حقيقت توحيد
٣١ ص
(٦)
آيات عبادت
٣٢ ص
(٧)
آيات امر
٣٤ ص
(٨)
آيات حكم
٣٥ ص
(٩)
آيات ملك
٣٥ ص
(١٠)
گفتاردوم امامت و گزينش الهى در قرآن كريم
٤٥ ص
(١١)
آيات امر
٤٩ ص
(١٢)
آيات حكم
٥٢ ص
(١٣)
آيات ملك
٥٣ ص
(١٤)
آيات ولايت
٦٠ ص
(١٥)
آيات اطاعت
٦٣ ص
(١٦)
آيه اختيار
٦٧ ص
(١٧)
آيه تحكيم
٧٣ ص
(١٨)
آيات ايتاء
٧٦ ص
(١٩)
گفتارسوم نص برامامان(عليهم السلام) وگزينشالهىآنان درقرآنكريم
٩١ ص
(٢٠)
نصوص عام
٩٥ ص
(٢١)
نصوص خاص بر امامت برگزيدگان آلابراهيم(ع)
١٠٣ ص
(٢٢)
نصوص دال بر امامت اهل بيت(عليهم السلام)
١٢٣ ص
(٢٣)
3 - 1 آيه ولايت
١٢٦ ص
(٢٤)
3 - 2 آيه تطهير
١٢٨ ص
(٢٥)
3 - 3 آيه مودت
١٣٤ ص
(٢٦)
3 - 4 آيه تبليغ
١٤٢ ص
(٢٧)
3 - 5 آيات شهادت
١٤٧ ص
(٢٨)
يك خدا در هر امتى، گواه دارد
١٤٨ ص
(٢٩)
دو ويژگىهاى گواهان
١٤٩ ص
(٣٠)
سه شهادت رسول خدا(ص) بر مسلمانان، در عصر نبوت
١٥٤ ص
(٣١)
چهار شاهدى كه پس از رسول خدا(ص) مىآيد
١٥٥ ص

امامت در قرآن - اراکی، محسن - الصفحة ٣٦ - آيات ملك

به حكم اين آيه شريفه، فقط «الله»، فرمانروا و آمر و ناهى است و كسى جز او سلطان و حاكم نيست؛ روشن است كه اين بدان معنا نيست كه خود خداى تعالى به طور مستقيم، حُكم، رهبرى و امر و نهى مى‌كند؛ چرا كه خداى سبحان، بشر و جسم قابل رؤيت، نيست. ناگزير از طريق انسانى كه مردم را مى‌بيند و آنها نيز او را مى‌بينند و مانند مردم مى‌خورد و مى‌نوشد، بر آنان حكومت مى‌كند؛ اين انسان مى‌بايست ويژگى‌هايى داشته باشد كه به او اين شايستگى را بدهد كه حُكم خدا را در ميان مردم بيان و اجرا كند و آنان را به اطاعت از خداى تعالى فراخواند و به آنچه موجب رضاى اوست هدايت كند. در نتيجه، اطاعت از اين انسان الهى- كه با خود بينات و برهان‌هايى دارد كه نشان مى‌دهد او از جانب خداوند متعال براى حكومت و رهبرى مردم، آمده و از قوه «ميزان» يعنى قوه عصمت برخوردار است- اطاعت از خداى سبحان خواهد بود و تسليم حُكم او شدن، خضوع و سر فرو آوردن در پيشگاه خداوند متعال است.

اين سخن كه سلطنت الهى به معناى حكومت مستقيم خداوند نيست، بلكه به معناى حكومت فرستادگان و منصّوبان او است، مخصوص حكومت‌هاى الهى نيست، بلكه در حكومت‌هاى بشرى نيز اين‌گونه است؛ براى مثال، وقتى مى‌گوييم: «فلانى رهبر يا حاكم فلان حكومت است»، بدين معنا نيست كه او خود به طور مستقيم همه امور رهبرى و حكومت را در دست دارد؛ بلكه او بايد ياران، نمايندگان، اعضا، وكلا، مديران و